حکایت همچنان باقی ...

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

کتابهای وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع) حاصل زحمات دانشجویان عزیز در درس صفحه ارایی بسیار خسته نباشید

 


باز سلامی و خدا حافظی دیگر! روزهای پایانی ترم و روز ژوژمان همیشه برای من روزهای سختی است ،

 چرا که خبر از پایان روزهای خوبی را می دهد که به امید دیدار تک تک دانشجویان  از خانه به سمت دانشگاه حرکت می 

کرد م تا بیا موزم آنچه را که به من آموختند .


 امید وارم که در پایان ترم شما گرافیستهای عزیز همه خوشنود باشید و من رستگاریاد ذکر روز  سه شنبه و روز چهار شنبه
 
 یا ارحم الراحمین  و یا حی ویا قیوم


 
فال حافظ و...
 
 با هم گفتیم ، شنیدیم و می دیدم چگونگی شکل گرفتن ایده هایی را که روز به روز رشد و نما پیدا می کرد .
بودند کسانی که بسیار سعی می کردند ، و در تصورشان این بود که کمتر نتیجه گرفته اند اما پیشرفت سخت و

 جهش های یک باره آن ها را من به خوبی احساس می کردم ، کسانی هم  با کمترین زمان به نتیجه ای میرسیدند

 ، در این میان اندکی هم و باری به هر جهت ساعت درس را به پایان می رساندند، اما همیشه مشتاق و شاهد

 دیدار آثار کسانی هم بودم که با ارائه نتیجه تلاش خود خستگی کلاس که نه خستگی یک هفته کار را از وجود من 

دور میکردند و کم نبودند این گونه دانشجویان عزیز .
 
                                                 حالا...
 
 رسیدیم به خط پایان ، من در تمام طول ترم در این اندیشه بودم که در این درس چه ارتباط معنوی میتوان جستجو کرد یادم امد که در باره  ساختار مجله که صحبت می کردیم در باره مدیر مسئول مجله هم مطالبی عرض کردم و اشاره شد که مدیر مسدول و صاحب  امتیاز مجله قدرت تصمیم گیری در چگونگی ادامه کار مجله دارد و هم اوست که تمام مسئولیتهای اقتصادی و قانونی مجله ر ا بر دوش میکشد و اصلا به اعتبار او مجله وجود خارجی دارد و در یکی از این کلاسها بود که عرضه داشتم اگر مدیر مسئول  از عملکرد عوامل مجله راضی باشد اگر مجله هیچ فروشی هم نکند صاحب امتیاز خریدار همه انها خواهد بود و کار کنان و نویسندگان آن مجله نگرانی برای فروش آنچه تولید میکنند ندارند .در روزهای اول ترم شاید مجالی برای  شرح بیشتر این موضوع نبود اشاره ای گذرا داشتم که ما به وجود خود نگاه کنیم که ببینیم مدیر مسئول ما کیست ؟ خودمانیم ؟ پدر و مادرمان؟ خانواده ؟ فامیل ؟ همسایه ها؟ اهالی کوچه و خیابان ؟ دوستان دانشگاهی ؟ اساتیدمان ؟ چه کسی مدیرمسئول ما هستند ؟ یکی از این همه یا همه اینها همه باهم . که اگر هر یک از این ها باشد در مقاطعی خاص زیانی جبران ناپذیر خواهیم کرد  اما اگر مدیرمسئول خود را خداوند قرار بدهیم و تنها به رضایت او فکر کنیم در ارتباط با دیگرانی که اشاره شد تنها رضایت او را در نظر بگیریم او همه رفتار ما را  خریدار است به بهای بسیار و اگر به سوی او روی کنیم همه دلها را به ما مایل میکند و هر دلی که به ما تمایل پیدا نکند در او میل الهی نیست (که به یاد دانشجوی عزیزی که مخزن ضرب المثل های آموزنده بود ) کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز .

این نوشتار بهانه ای بود برای  تشکر از همه شما دانشجویان خوب خصوصا دانشجویان عزیزی که در روز ژوژمان در مراسم حضور داشتند و جشن پایان ترم را به این خوبی بر گزارکردند . شاید به هنر دلیلی دیگر با هم درس نداشته باشیم یا من نباشم اما بدانید همانگونه که نامتان در فضای مجازی در وبلاگ تمام دانشجویان من درج شده نام تک تک شما در خاطر من خواهد بود وهر زمان  در هر کجا احساس کردید از دست من کمکی ساخته بود  به همین وبلاگ یا وبلاگ  تمام دانشجویان من مراجعه کنید و یاد داشت بنویسید .

 به امید  موفقیت روز افزون شما  ودیدارتان  .

مهربان باشید. عزیزآقا

/ 2 نظر / 82 بازدید
زهرا اسودی

بسم الله الرحمن الرحیم خدارو شکر این ترم با خوشی تموم شد و ژوژمانش با بهترین نحو خاطره شد برا هممون. ازیتکه دیگه کلاسای روز سه شنبه تموم شد و از حافظ و ذکر روز هفته خبری نیس اما بدانید همیشه خاطرات اون روز در ذهن من باقی میمونه و دلتنگش خواهم شد. باز هم بابت کل زحماتتون در طول این ترم تشکر میکنم امیدوارم اجر زحماتی که در حق ما کشیدید از خدا بگیرید. در پناه حق استاد عزیز

فاطمه

سلام خسته نباشيد.من دانشجوي گرافيك ترم 1 هستم.خيلي تو درس صفحه آرايي مشكل دارم.راهنمايي كنيد لطفا