جلسه هشتم و نهم پوستر

بسم الله الرحمن  الرحیم 

سلام به مهربانوان  محترم و گرافیستهای عزیز 

در این یاد داشت دو عنوان ذکر شده که مطالعه آن لازم است 

1- در باره حافظ خوانی 

2-طراحی پوستر با استفاده از نوشتار (تایپوگرافی ) 

 

1- در باره حافظ خوانی 

در این جلسه مقرر شد هر دانشجو یک قطعه شعر حافظ  همراه خود داشته باشد و زمانی که نیازبه خواندن  حافط بود همه آمادگی خواندن حافط را داشته باشند.

 برای اینکه اشعار تکراری نباشد هر دانشجو  پس از انتخاب شعر خود از میان اشعار زیر شماره غزل انتخابی را در قسمت یادداشت این مطلب به صورت یاد داشت عمومی  ارسال نماید . در صورت عدم انتخاب و همراه نداشتن شعر خافظ می تواند غزل خدا حافظی را حفظ کرده و دیگر در کلاس حضور پیدا نکند . 

 برای آن دسته از دانشجویان که دسترسی به حافط ندارند مجمعه اشعار ایشان راغ در همین پست قرار می دهم .

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ث | ج | ح | خ | د | ر | ز | س | ش | ع | غ | ف | ق | ک | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

غزل شماره ۱: الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

غزل شماره ۲: صلاح کار کجا و من خراب کجا

غزل شماره ۳: اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

غزل شماره ۴: صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

غزل شماره ۵: دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

غزل شماره ۶: به ملازمان سلطان که رساند این دعا را

غزل شماره ۷: صوفی بیا که آینه صافیست جام را

غزل شماره ۸: ساقیا برخیز و درده جام را

غزل شماره ۹: رونق عهد شباب است دگر بستان را

غزل شماره ۱۰: دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

غزل شماره ۱۱: ساقی به نور باده برافروز جام ما

غزل شماره ۱۲: ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

ب

غزل شماره ۱۳: می‌دمد صبح و کله بست سحاب

غزل شماره ۱۴: گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

ت

غزل شماره ۱۵: ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

غزل شماره ۱۶: خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

غزل شماره ۱۷: سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

غزل شماره ۱۸: ساقیا آمدن عید مبارک بادت

غزل شماره ۱۹: ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

غزل شماره ۲۰: روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

غزل شماره ۲۱: دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست

غزل شماره ۲۲: چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

غزل شماره ۲۳: خیال روی تو در هر طریق همره ماست

غزل شماره ۲۴: مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

غزل شماره ۲۵: شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست

غزل شماره ۲۶: زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

غزل شماره ۲۷: در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

غزل شماره ۲۸: به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

غزل شماره ۲۹: ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

غزل شماره ۳۰: زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

غزل شماره ۳۱: آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

غزل شماره ۳۲: خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست

غزل شماره ۳۳: خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

غزل شماره ۳۴: رواق منظر چشم من آشیانه توست

غزل شماره ۳۵: برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست

غزل شماره ۳۶: تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

غزل شماره ۳۷: بیا که قصر امل سخت سست بنیادست

غزل شماره ۳۸: بی مهر رخت روز مرا نور نماندست

غزل شماره ۳۹: باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است

غزل شماره ۴۰: المنه لله که در میکده باز است

غزل شماره ۴۱: اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است

غزل شماره ۴۲: حال دل با تو گفتنم هوس است

غزل شماره ۴۳: صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است

غزل شماره ۴۴: کنون که بر کف گل جام باده صاف است

غزل شماره ۴۵: در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است

غزل شماره ۴۶: گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

غزل شماره ۴۷: به کوی میکده هر سالکی که ره دانست

غزل شماره ۴۸: صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

غزل شماره ۴۹: روضه خلد برین خلوت درویشان است

غزل شماره ۵۰: به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است

غزل شماره ۵۱: لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

غزل شماره ۵۲: روزگاریست که سودای بتان دین من است

غزل شماره ۵۳: منم که گوشه میخانه خانقاه من است

غزل شماره ۵۴: ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

غزل شماره ۵۵: خم زلف تو دام کفر و دین است

غزل شماره ۵۶: دل سراپرده محبت اوست

غزل شماره ۵۷: آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست

غزل شماره ۵۸: سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

غزل شماره ۵۹: دارم امید عاطفتی از جانب دوست

غزل شماره ۶۰: آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

غزل شماره ۶۱: صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

غزل شماره ۶۲: مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست

غزل شماره ۶۳: روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست

غزل شماره ۶۴: اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست

غزل شماره ۶۵: خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست

غزل شماره ۶۶: بنال بلبل اگر با منت سر یاریست

غزل شماره ۶۷: یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

غزل شماره ۶۸: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست

غزل شماره ۶۹: کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست

غزل شماره ۷۰: مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست

غزل شماره ۷۱: زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

غزل شماره ۷۲: راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

غزل شماره ۷۳: روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

غزل شماره ۷۴: حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست

غزل شماره ۷۵: خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست

غزل شماره ۷۶: جز آستان توام در جهان پناهی نیست

غزل شماره ۷۷: بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

غزل شماره ۷۸: دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

غزل شماره ۷۹: کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت

غزل شماره ۸۰: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

غزل شماره ۸۱: صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

غزل شماره ۸۲: آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

غزل شماره ۸۳: گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

غزل شماره ۸۴: ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

غزل شماره ۸۵: شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

غزل شماره ۸۶: ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

غزل شماره ۸۷: حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

غزل شماره ۸۸: شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

غزل شماره ۸۹: یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

غزل شماره ۹۰: ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت

غزل شماره ۹۱: ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

غزل شماره ۹۲: میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

غزل شماره ۹۳: چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت

غزل شماره ۹۴: زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

غزل شماره ۹۵: مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت

ث

غزل شماره ۹۶: درد ما را نیست درمان الغیاث

ج

غزل شماره ۹۷: تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

ح

غزل شماره ۹۸: اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

خ

غزل شماره ۹۹: دل من در هوای روی فرخ

د

غزل شماره ۱۰۰: دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد

غزل شماره ۱۰۱: شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد

غزل شماره ۱۰۲: دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

غزل شماره ۱۰۳: روز وصل دوستداران یاد باد

غزل شماره ۱۰۴: جمالت آفتاب هر نظر باد

غزل شماره ۱۰۵: صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد

غزل شماره ۱۰۶: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

غزل شماره ۱۰۷: حسن تو همیشه در فزون باد

غزل شماره ۱۰۸: خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد

غزل شماره ۱۰۹: دیر است که دلدار پیامی نفرستاد

غزل شماره ۱۱۰: پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

غزل شماره ۱۱۱: عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

غزل شماره ۱۱۲: آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

غزل شماره ۱۱۳: بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد

غزل شماره ۱۱۴: همای اوج سعادت به دام ما افتد

غزل شماره ۱۱۵: درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

غزل شماره ۱۱۶: کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد

غزل شماره ۱۱۷: دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد

غزل شماره ۱۱۸: آن کس که به دست جام دارد

غزل شماره ۱۱۹: دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

غزل شماره ۱۲۰: بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد

غزل شماره ۱۲۱: هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد

غزل شماره ۱۲۲: هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد

غزل شماره ۱۲۳: مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد

غزل شماره ۱۲۴: آن که از سنبل او غالیه تابی دارد

غزل شماره ۱۲۵: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد

غزل شماره ۱۲۶: جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

غزل شماره ۱۲۷: روشنی طلعت تو ماه ندارد

غزل شماره ۱۲۸: نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

غزل شماره ۱۲۹: اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد

غزل شماره ۱۳۰: سحر بلبل حکایت با صبا کرد

غزل شماره ۱۳۱: بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

غزل شماره ۱۳۲: به آب روشن می عارفی طهارت کرد

غزل شماره ۱۳۳: صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد

غزل شماره ۱۳۴: بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

غزل شماره ۱۳۵: چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد

غزل شماره ۱۳۶: دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد

غزل شماره ۱۳۷: دل از من برد و روی از من نهان کرد

غزل شماره ۱۳۸: یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

غزل شماره ۱۳۹: رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

غزل شماره ۱۴۰: دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

غزل شماره ۱۴۱: دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

غزل شماره ۱۴۲: دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

غزل شماره ۱۴۳: سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

غزل شماره ۱۴۴: به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد

غزل شماره ۱۴۵: چه مستیست ندانم که رو به ما آورد

غزل شماره ۱۴۶: صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد

غزل شماره ۱۴۷: نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد

غزل شماره ۱۴۸: یارم چو قدح به دست گیرد

غزل شماره ۱۴۹: دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد

غزل شماره ۱۵۰: ساقی ار باده از این دست به جام اندازد

غزل شماره ۱۵۱: دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد

غزل شماره ۱۵۲: در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

غزل شماره ۱۵۳: سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد

غزل شماره ۱۵۴: راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

غزل شماره ۱۵۵: اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد

غزل شماره ۱۵۶: به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

غزل شماره ۱۵۷: هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

غزل شماره ۱۵۸: من و انکار شراب این چه حکایت باشد

غزل شماره ۱۵۹: نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد

غزل شماره ۱۶۰: خوش است خلوت اگر یار یار من باشد

غزل شماره ۱۶۱: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

غزل شماره ۱۶۲: خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد

غزل شماره ۱۶۳: گل بی رخ یار خوش نباشد

غزل شماره ۱۶۴: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

غزل شماره ۱۶۵: مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

غزل شماره ۱۶۶: روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

غزل شماره ۱۶۷: ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد

غزل شماره ۱۶۸: گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد

غزل شماره ۱۶۹: یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

غزل شماره ۱۷۰: زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

غزل شماره ۱۷۱: دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

غزل شماره ۱۷۲: عشق تو نهال حیرت آمد

غزل شماره ۱۷۳: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

غزل شماره ۱۷۴: مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد

غزل شماره ۱۷۵: صبا به تهنیت پیر می فروش آمد

غزل شماره ۱۷۶: سحرم دولت بیدار به بالین آمد

غزل شماره ۱۷۷: نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

غزل شماره ۱۷۸: هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

غزل شماره ۱۷۹: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

غزل شماره ۱۸۰: ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

غزل شماره ۱۸۱: بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند

غزل شماره ۱۸۲: حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

غزل شماره ۱۸۳: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

غزل شماره ۱۸۴: دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

غزل شماره ۱۸۵: نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

غزل شماره ۱۸۶: گر می فروش حاجت رندان روا کند

غزل شماره ۱۸۷: دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

غزل شماره ۱۸۸: مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند

غزل شماره ۱۸۹: طایر دولت اگر باز گذاری بکند

غزل شماره ۱۹۰: کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند

غزل شماره ۱۹۱: آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند

غزل شماره ۱۹۲: سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

غزل شماره ۱۹۳: در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند

غزل شماره ۱۹۴: سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

غزل شماره ۱۹۵: غلام نرگس مست تو تاجدارانند

غزل شماره ۱۹۶: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

غزل شماره ۱۹۷: شاهدان گر دلبری زین سان کنند

غزل شماره ۱۹۸: گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند

غزل شماره ۱۹۹: واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

غزل شماره ۲۰۰: دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

غزل شماره ۲۰۱: شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند

غزل شماره ۲۰۲: بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

غزل شماره ۲۰۳: سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود

غزل شماره ۲۰۴: یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود

غزل شماره ۲۰۵: تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

غزل شماره ۲۰۶: پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود

غزل شماره ۲۰۷: یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

غزل شماره ۲۰۸: خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

غزل شماره ۲۰۹: قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود

غزل شماره ۲۱۰: دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

غزل شماره ۲۱۱: دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

غزل شماره ۲۱۲: یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

غزل شماره ۲۱۳: گوهر مخزن اسرار همان است که بود

غزل شماره ۲۱۴: دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

غزل شماره ۲۱۵: به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود

غزل شماره ۲۱۶: آن یار کز او خانه ما جای پری بود

غزل شماره ۲۱۷: مسلمانان مرا وقتی دلی بود

غزل شماره ۲۱۸: در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود

غزل شماره ۲۱۹: کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود

غزل شماره ۲۲۰: از دیده خون دل همه بر روی ما رود

غزل شماره ۲۲۱: چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

غزل شماره ۲۲۲: از سر کوی تو هر کو به ملالت برود

غزل شماره ۲۲۳: هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

غزل شماره ۲۲۴: خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود

غزل شماره ۲۲۵: ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود

غزل شماره ۲۲۶: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

غزل شماره ۲۲۷: گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود

غزل شماره ۲۲۸: گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود

غزل شماره ۲۲۹: بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد

غزل شماره ۲۳۰: اگر به باده مشکین دلم کشد شاید

غزل شماره ۲۳۱: گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

غزل شماره ۲۳۲: بر سر آنم که گر ز دست برآید

غزل شماره ۲۳۳: دست از طلب ندارم تا کام من برآید

غزل شماره ۲۳۴: چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید

غزل شماره ۲۳۵: زهی خجسته زمانی که یار بازآید

غزل شماره ۲۳۶: اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید

غزل شماره ۲۳۷: نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید

غزل شماره ۲۳۸: جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید

غزل شماره ۲۳۹: رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

غزل شماره ۲۴۰: ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

غزل شماره ۲۴۱: معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

غزل شماره ۲۴۲: بیا که رایت منصور پادشاه رسید

غزل شماره ۲۴۳: بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید

غزل شماره ۲۴۴: معاشران گره از زلف یار باز کنید

ر

غزل شماره ۲۴۵: الا ای طوطی گویای اسرار

غزل شماره ۲۴۶: عید است و آخر گل و یاران در انتظار

غزل شماره ۲۴۷: صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار

غزل شماره ۲۴۸: ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر

غزل شماره ۲۴۹: ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

غزل شماره ۲۵۰: روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر

غزل شماره ۲۵۱: شب وصل است و طی شد نامه هجر

غزل شماره ۲۵۲: گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر

غزل شماره ۲۵۳: ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

غزل شماره ۲۵۴: دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور

غزل شماره ۲۵۵: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور

غزل شماره ۲۵۶: نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر

غزل شماره ۲۵۷: روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر

ز

غزل شماره ۲۵۸: هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز

غزل شماره ۲۵۹: منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

غزل شماره ۲۶۰: ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز

غزل شماره ۲۶۱: درآ که در دل خسته توان درآید باز

غزل شماره ۲۶۲: حال خونین دلان که گوید باز

غزل شماره ۲۶۳: بیا و کشتی ما در شط شراب انداز

غزل شماره ۲۶۴: خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز

/ 29 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا خدایی

حقوق دوستان

فاطمه آقایی

برای تایپوگرافی : ضرورت توجه به معنویات

معصومه اکبری

برای تایپو گرافی : شتاب در تربیت فرزند

معصومه اکبری

سلام .غزل انتخابی من که امروز سر کلاس خوندم غزل شماره363بود.

بهاره فرح بخش

بهاره فرح بخش موضوع پوستر تایپوگرافی:شماره ۱۲ ضرورت مرگ

بهاره فرح بخش

پریسا کریمی موضوع پوستر تایپوگرافی ; شماره ۱۱ شرایط اجابت دعا

طاهره دارستانی

باسلام غزل شماره5دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را