جلال عطارزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جلال عطارزاده
آرشیو وبلاگ
      گرافیست عزیز ()
متن کتاب وصایای امام علی (ع) برای صفحه آرایی کتاب نویسنده: جلال عطارزاده - ۱۳٩٥/٩/٢۱


توضیح عکس : نمایشگاه طراحی و صفحه آرایی کتاب نامه 31 نهج البلاغه

عنوان کتاب :

 وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع)

 نامه ی ۳۱ نهج البلاغه

 برای اینکه شما تمام متن  وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع) را یک جا داشته باشید . بصورت کامل در اینجا درج میگردد .

 حهت یاد آوری:  قرار بر این است که  جلد و صفحات داخل این کتاب تنها با استفاده از  حروف  ( تایپو گرافی )و نقوش  طراحی و صفحه آرایی گردد  نکته دیگر هر یک از  بخشهای این کتاب در دو صفحه   قرار  داده شود  از صفحه فرد شروع و در صفحه زوج پایان می یابد  .بدین شکل در مجموع این کتاب با دارا بودن ١٧ بخش  حد اقل  ٣۴ صفحه مطلب  بعلاوه صفحات پیش از متن خواهد بود

فهرست مطالب

1 انسان و حوادث روزگار 
2 مراحل خودسازى 
3 اخلاق اجتماعى 
4 شتاب در تربیت فرزند 
5 روش تربیت فرزند 
6 ضرورت توجه به معنویّات 
7 ضرورت آخرت گرایى 
8 معیارهاى روابط اجتماعى 
9 تلاش در جمع آورى زاد و توشه 
10 نشانه ‏هاى رحمت الهى 
11 شرائط اجابت دعا 
12 ضرورت یاد مرگ 
13 شناخت دنیا پرستان 
14 ضرورت واقع نگرى در زندگى (ارزش‏هاى گوناگون اخلاقى) 
15 حقوق دوستان 
16 ارزشهاى اخلاقى 
17 جایگاه زن و فرهنگ پرهیز 

 

متن زیر  بعنوان مطلب مقدمه ناشر در  صفحه آرایی کتاب

  وصایای حضرت علی علیه سلام استفاده کنید   

   بسم الله الرحمن الرحیم  

در گذشته های نه چندان دور از زمانیکه خواندن و نوشتن را در مکتب خانه ها به  پدران و مادران ما می آموختند  در کنار آن، معرفت ، عشق به خوبی ها ، خدا شناسی و مهر بانی نیز از  سنت وسیره پیامبر و ائمه معصومین (ع) به  جان جویندگان  سواد و علم  کم کم نوشانده می شد  و علمی که با اعتقاد در آمیخته شده بود نتیجه اش تقدیم  دانشمندانی چون فارابی ها ، فردوسی ها،ابو علی سیناها و نظایر آنها به جامعه ایرانی و بشریت شده است . اما  ای کاش امروزه که جهان در حسرت داشتن چنین  دانشمندانی بسر میبرد   قادر بودیم این امکان را بوجود آورد که همچون گذشته در مراکز علمی ،علم و معرفت در کنار هم به دانشجویان ارائه کنیم  تا آینده سازان کشور با روحی آرام وآرامشی الهی به تحصیل بپردازند و جواب  همه سوآلاتی را که نمی توانند در این عصر دیجیتال به آن دست پیدا کنند درخلوت های شبانه  و نجواهای عاشقانه از پر وردگار خویش درخواست کرده و با قدرت و توکلی  مثال زدنی به جستجوی  پاسخ ، روز را به شب رسانده و از هر گونه افسردگی فارغ شوند.

بیاری خدا  در این ترم به بهانه داشتن دانشجویانی  خلاق ومشتاق ، وصایای حضرت علی علیه سلام را بهانه ای کردیم تا درسمان به معرفت  بزرگ مرد عالم هستی گره خورده و در سایه او بفهمیم هر آنچه که باید.

لیکن خوب میدانم در این  ترم  فرصت به اندازه ای نبود که مطالب  مندرج در این کتاب به خوبی خوانده و فهم معنی شود اما  امید به خدا و محبت شما دارم که در فرصتی شایسته در خلوتی عاشقانه با خدای مهربان  بنشینیم و این مطالب را بخوانیم به گونه ای که بفهمیم و به دیگرانی که فرصت دست یابی به این  گنج گوهر بار را ندارند منتقل کرده و بفهمانیم که ما در تعالیم  معصمومین  معادنی داریم بکر و دست نخورده که هر یک گوهر های فراوان برای زندگی با سعادت را در خود  جای داده اند .شاید از تمام مدت تحصیل این بهترین یادگار مان باشد که از خود بجای خواهیم گذاشت . امید وارم در آماده سازی این کتاب تمام سعی  هنری و فنی خود را بکار برده و سه جلد از این کتاب  تهیه نمایید یک جلد برای پدر و مادرتان که هرچه خیر و نیکی به شما میرسد به جهت رضایت آنها از شما است و همین رضایت است که تلاشتان را ثمر بخش میکند ، یک نسخه هم برای خود  به یادگار نگه داشته که بخوانید و برای دیگران  باز گو کنید و یک جلد هم که برای گرفتن نمره درس به اینجانب تحویل خواهید داد. و پیشنهاد میکنم  در بین اطرافیان خود رسم کنید که به عنوان هدیه تولد و به مناسبتهای دیگر از همین نمونه کتاب به آنها که دوستشان دارید هدیه کنید و چه هدیه زیبا و گرانقیمتی که حاصل هنر شما خواهد بود 

موفق و سربلند باشید

مدیر مسئول انتشارات عزیزستان 

جلال عطارزاده

 -----------------------------------

در صفحه حقوقی هر کتاب اطلاعاتی به عنوان فیپا کتاب بالای شناسنامه یا زیر شتاسنامه بصورت مجزا درج می شود  برای آشناییبا عنوان فیپا اطلاعات زیر را مطالعه کنید .

فیپا چیست؟

عبارت فیپا کوته نوشت «فهرستنویسی پیش از انتشار» است و شامل فهرستنویسی توصیفی و تحلیلی کتاب، پیش از انتشار آن و درج آن در صفحه حقوقی یا شناسنامه کتاب است.

 

اهداف فیپا چیست؟

۱. یکدستی و هماهنگی فهرستنویسی و سازماندهی کتب در سطح کشور 2. تسهیل امر فهرستنویسی توسط کتابداران در تمامی کتابخانه ها 3. جلوگیری از انجام کار تکراری 4. افزایش سرعت بازیابی منابع در کتابخانه ها 5. اطمینان از صحت و درستی آن 6. صرفه جویی در بودجه‘ نیروی انسانی‘ زمان ‘مکان 7. تسریع امر اشاعه اطلاعات 8. تسهیل در ایجاد شبکه های اطلاعاتی و درواقع اشتراک اطلاعات کتابشناختی در سطوح ملی و بین المللی 9. افزایش سرعت گردش اطلاعات

مطالب  فیپا:

‏سرشناسه : وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع)

‏عنوان قراردادی  : نامه ی ۳۱ نهج البلاغه

‏عنوان و نام پدیدآور :   وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع).

‏مشخصات نشر  :  تهران : عزیزستان ، ‏‫۱۳۹۱.

‏مشخصات ظاهری  :  ‏‫48ص.

‏شابک      : 978-600-93376-2-0

‏وضعیت فهرست نویسی : فیپا

‏موضوع  :  نهج البلاغه . وصیت نامه حضرت علی (ع)

‏موضوع  : نهج البلاغه . وصیت نامه حضرت علی (ع)

‏موضوع  : نهج البلاغه

‏رده بندی کنگره  :  ‏‫BP۵۹/۹/ھ۹۱۳۹۱

‏رده بندی دیویی  : ‏‫۲۹۷/۱۱۲

‏شماره کتابشناسی ملی :  ۲۹۱۶۸۶۷

مطلب مربوط به شناسنامه کتاب

شناسنامه :

نام کتاب: وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع)

نویسنده : حضرت علی  علیه اسلام

طرح روی جلد : اسم خودتان را بنویسید

صفحه آرایی : اسم خودتان را بنویسید

ناشر: انتشارات عزیزستان
شمارگان: 3 جلد 
نوبت چاپ:اول 1395
قیمت: 15000تومان

بجای اسم انتشارات هر اسمی که بخواهید می توانید قرار دهید  برای نمونه اگر اسمی انتخاب نکردید از نام انتشارات عزیزستان و نشانه آن  که در سایت عزیزستان قرار دارد .

  آدرس حهت گرفتن پرینت و صحافی کتاب

میدان انقلاب . ایتدای کارگر شمالی . نرسیده به بانک ملی  .روبری آتش نشانی  .پلاک 64 .طبقه دوم . تلفن : 66564812/66564813/66923883

http://www.tarsim.com/

1- انسان و حوادث روزگار

  از پدرى فانى، اعتراف دارنده به گذشت زمان، زندگى را پشت سر نهاده، که در سپرى شدن دنیا چاره اى ندارد. مسکن گزیده در جایگاه گذشتگان، و کوچ کننده فردا، به فرزندى آزمند چیزى که به دست نمى آید، رونده راهى که به نیستى ختم مى شود، در دنیا هدف بیماریها، در گرو روزگار، و در تیررس مصائب، گرفتار دنیا، سوداکننده دنیاى فریبکار، وام دار نابودیها، اسیر مرگ، هم سوگند رنجها، همنشین اندوهها، آماج بلاها، به خاک درافتاده خواهشها و جانشین گذشتگان است.

 پس از ستایش پروردگار، همانا گذشت عمر، و چیرگى روزگار، و روى آوردن آخرت، مرا از یاد غیر خودم باز داشته و تمام توجه مرا به آخرت کشانده است، که به خویشتن فکر مى کنم و از غیر خودم روى گردان شدم، که نظرم را از دیگران گرفت، و از پیروى خواهشها باز گرداند، و حقیقت کار مرا نمایاند، و مرا به راهى کشاند که شوخى بردار نیست، و به حقیقتى رساند که دروغى در آن راه ندارد. و تو را دیدم که پاره تن من، بلکه همه جان منى، آنگونه که اگر آسیبى به تو رسد به من رسیده است، و اگر مرگ به سراغ تو آید، زندگى مرا گرفته است، پس کار تو را کار خود شمردم، و نامه اى براى تو نوشتم، تا تو را در سختى هاى زندگى رهنمون باشد، من زنده باشم یا نباشم.

 2- مراحل خودسازى

 پسرم! همانا تو را به ترس از خدا سفارش مى کنم که پیوسته در فرمان او باشى، و دلت را با یاد خدا زنده کنى، و به ریسمان او چنگ زنى، چه وسیله اى مطمئن تر از رابطه تو با خداست اگر سررشته آن را در دست گیرى.

 دلت را با اندرز نیکو زنده کن، هواى نفس را با بى اعتنایى به حرام بمیران، جان را با یقین نیرومند کن، و با نور حکمت روشنایى بخش، و با یاد مرگ آرام کن، به نابودى از او اعتراف گیر، و با بررسى تحولات ناگوار دنیا به او آگاهى بخش، و از دگرگونى روزگار، و زشتیهاى گردش شب و روز او را بترسان، تاریخ گذشتگان را بر او بنما، و آنچه که بر سر پیشینیان آمده است به یادش آور، در دیار و آثار ویران رفتگان گردش کن، و بیاندیش که آنها چه کرده اند؟ از کجا کوچ کرده، و در کجا فرود آمدند؟

 از جمع دوستان جداشده و به دیار غربت سفر کردند، گویا زمانى نمى گذرد که تو هم یکى از آنانى! پس جایگاه آینده را آباد کن، آخرت را به دنیا مفروش، و آنچه نمى دانى مگو، و آنچه بر تو لازم نیست بر زبان نیاور، و در جاده اى که از گمراهى آن مى ترسى قدم مگذار. زیر خوددارى به هنگام سرگردانى و گمراهى، بهتر از سقوط در تباهى هاست.

  3- اخلاق اجتماعى

به نیکى ها امر کن و خود نیکوکار باش، و با دست و زبان بدیها را انکار کن، و بکوش تا از بدکاران دور باشى، و در راه خدا آنگونه که شایسته است تلاش کن، و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد، براى حق د رمشکلات و سختى ها شنا کن، شناخت خود را در دین به کمال رسان، خود را براى استقامت برابر مشکلات عادت ده، که شکیبایى در راه حق عادتى پسندیده است، در تمام کارها خود را به خدا واگذار، که به پناهگاه مطمئن و نیرومندى رسیده اى، در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان، که بخشش و محروم کردن به دست اوست، و فراوان از خدا درخواست خیر و نیکى داشته باش. وصیت مرا به درستى دریاب، و به سادگى از آن نگذر، زیرا بهترین سخن آن است که سودمند باشد، بدان علمى که سودمند نباشد فایده اى نخواهد داشت، و دانشى که سزاوار یادگیرى نیست سودى ندارد.

 4- شتاب در تربیت فرزند

 پسرم! هنگامى که دیدم سالیانى از من گذشت، و توانایى رو به کاستى رفت، به نوشتن وصیت براى تو شتاب کردم، و ارزشهاى اخلاقى را براى تو برشمردم، پیش از آنکه اجل فرا رسد، و رازهاى درونم را به تو منتقل نکرده باشم، و در نظرم کاهشى پدید آید چنانکه در جسمم پدید آمد، و پیش از آن که خواهشها و دگرگونى هاى دنیا به تو هجوم آورند، و پذیرش و اطاعت مشکل گردد، زیرا قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود. پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آنکه دل تو سخت شود، و عقل تو به چیز دیگرى مشغول گردد، تا به استقبال کارهایى بروى که صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را کشیده اند، و تو را از تلاش و یافتن بى نیاز ساخته اند، و آنچه از تجربیات آنها نصیب ما شد، به تو هم رسیده، و برخى از تجربیاتى که بر ما پنهان مانده بود براى شما روشن گردد.

 پسرم! درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده ام، اما در کردار آنها نظر افکندم، و در اخبارشان اندیشیدم، و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویا یکى از آنان شده ام، بلکه با مطالعه تاریخ آنان، گویا از اول تا پایان عمرشان با آنان بوده ام. پس قسمتهاى روشن و شیرین زندگى آنان را از دوران تیرگى شناختم، و زندگانى سودمند آنان را با دوران زیانبارش شناسایى کردم، پس از هر چیزى مهم و ارزشمند آنرا، و از هر حادثه اى، زیبا و شیرین آنرا براى تو برگزیدم و ناشناخته هاى آنان را دور کردم، پس آنگونه که پدرى مهربان نیکى ها را براى فرزندش مى پسندد، من نیز بر آن شدم تو را با خوبیها تربیت کنم، زیرا در آغاز زندگى قرار دارى، تازه به روزگار روى آوردى، نیتى سالم و روحى باصفا دارى.

 5- روش تربیت فرزند

 پس در آغاز تربیت، تصمیم گرفتم تا کتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات، به تو بیاموزم، و شریعت اسلام و احکام آن از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم و به چیز دیگرى نپردازم، اما از آن ترسیدم که مبادا راى و هوایى که مردم را دچار اختلاف کرد، و کار را بر آنان شبهه ناک ساخت، به تو نیز هجوم آورد، گرچه آگاه کردن تو را نسبت به این امو ر خوش نداشتم، اما آگاه شدن و استوار ماندنت را ترجیح دادم، تا تسلیم هلاکتهاى اجتماعى نگردى، و امیدوارم خداوند تو را در رستگارى پیروز گرداند، و به راه راست هدایت فرماید، بنابراین وصیت خود را اینگونه تنظیم کردم، پسرم! بدان آنچه بیشتر دوست دارم از وصیت من بکارگیرى، ترس از خدا، و انجام واجبات، و پیمودن راهى که پدرانت و صالحان خاندانت پیموده اند، مى باشد. زیرا آنان آنگونه که تو در امور خویشتن نظر مى کنى در امور خویش نظر داشتند و همانگونه که تو درباره خویشتن مى اندیشى، نسبت به خودشان مى اندیشیدند، و تلاش آنان دراین بود که آنچه را شناختند، انتخاب کنند، و بر آن چه تکلیف ندارند روى گردانند، و اگر نفس تو از پذیرفتن سر باز زند و خواهد چنانکه آنان دانستند بداند، پس تلاش کن تا درخواستهاى تو از روى درک و آگاهى باشد، نه آنکه به شبهات روى آورى و از دشمنى ها کمک گیرى. و قبل از پیمودن راه پاکان، از خداوند یارى بجوى، و در راه او با اشتیاق عمل کن تا پیروز شوى. و از هر کارى که تو را به شک و تردید اندازد، یا تسلیم گمراهى کند بپرهیز. و چون یقین کردى دلت روشن و فروتن شد، و اندیشه ات گرد آمد و کامل شد، و اراده ات به یک چیز متمرکز شد، پس اندیشه کن در آنچه که براى تو تفسیر مى کنم، اگر در این راه آنچه را دوست مى دارى فراهم نشد، و آسودگى فکر و اندیشه ندارى، بدان که راهى را که ایمن نیستى مى پیمایى، و در تاریکى ره مى سپارى، زیرا طا لب دین نه اشتباه مى کند، و نه در تردید و سرگردانى است، که در چنین حالتى خوددارى بهتر است.

   6- ضرورت توجه به معنویات

  پسرم! در وصیت من درست بیاندیش، بدان که در اختیاردارنده مرگ همان است که زندگى در دست او، و پدیدآورنده موجودات است، همو مى میراند، و نابودکننده همان است که دوباره زنده مى کند، و آنکه بیمار مى کند شفا نیز مى دهد، بدان که دنیا جاودانه نیست، و آنگونه که خدا خواسته است برقرار است، از عطا کردن نعمتها، و انواع آزمایشها، و پاداش دادن در معاد، و یا آنچه را که او خواسته است و تو نمى دانى. اگر درباره جهان، و تحولات روزگار مشکلى براى تو پدید آمد آن را به عدم آگاهى ارتباط ده، زیرا تو ابتدا با ناآگاهى متولد شدى و سپس علوم را فرا گرفتى، و چه بسیار است آنچه را که نمى دانى و خدا مى داند، که اندیشه ات سرگردان، و بینش تو در آن راه ندارد، سپس آنها را مى شناسى. پس به قدرتى پناه بر که تو را آفریده، روزى داده، و اعتدال در اندام تو آورده است، بندگى تو فقط براى او باشد، و تنها اشتیاق او را داشته باش، و تنها از او بترس.

بدان پسرم! هیچ کس چون رسول خدا (ص) از خدا آگاهى نداده است، رهبرى او را پذیرا باش، و براى رستگارى، راهنمایى او را بپذیر، همانا من از هیچ اندرزى براى تو کوتاهى نکردم، و تو هر قدر کوشش کنى، و به اصلاح خویش بیاندیشى، همانند پدرت نمى توانى باشى.

 پسرم! اگر خدا شریکى داشت، پیامبران او نیز به سوى تو مى آمدند، و آثار قدرتش را مى دیدى، و کردار و صفاتش را مى شناختى، اما خدا، خدایى است یگانه، همانگونه که خود توصیف کرد، هیچ کس در مملکت دارى او نزاعى ندارد، نابودشدنى نیست، و همواره بوده است، اول هر چیزى است که آغاز ندارد و آخر هر چیزى که پایان نخواهد داشت، برتر از آن است که قدرت پرورگارى او را فکر و اندیشه درک کند. حال که این حقیقت را دریافتى، در عمل بکوش آن چنانکه همانند تو سزاوار است بکوشند، که منزلت آن اندک، و تواناییش فعیف، و ناتوانیش بسیار، و اطاعت خدا را مشتاق، و از عذابش ترسان، و از خشم او گریزان است، زیرا خدا تو را جز به نیکوکارى فرمان نداده، و جز از زشتى ها نهى نفرموده است.

  7- ضرورت آخرت گرایى

  اى پسرم! من تو را از دنیا و تحولات گوناگونش، و نابودى و دست به دست گردیدنش آگاه کردم، و از آخرت و آنچه براى انسانها در آنجا فراهم است اطلاع دادم، و براى هر دو مثالها زدم، تا پند پذیرى، و راه و رسم زندگى بیاموزى، همانا داستان آن کس که دنیا را آزمود، چونان مسافرانى است که در سرمنزلى بى آب و علف و دشوار اقامت دارند. و قصد کوچ کردن به سرزمینى را دارند که در آنجا آسایش و رفاه فراهم است پس مشکلات راه را تحمل مى کنند، و جدایى دوستان را مى پذیرند، و سختى سفر، و ناگوارى غذا را با جان و دل قبول مى کنند، تا به جایگاه وسیع، و منزلگاه امن، با آرامش قدم بگذارند، و از تمام سختى هاى طول سفر احساس ناراحتى ندارند، و هزینه هاى مصرف شده را غرامت نمى شمارند، و هیچ چیز براى آنان دوست داشتنى نیست جز آنکه به منزل امن، و محل آرامش برسند. اما داستان دنیاپرستان همانند گروهى است که از جایگاهى پر از نعمتها مى خواهند به سرزمین خشک و بى آب و علف کوچ نمایند، پس در نظر آنان چیزى ناراحت کننده تر از این نیست که از جایگاه خود جدا مى شوند، و ناراحتیها را باید تحمل کنند.

  8- معیارهاى روابط اجتماعى

   اى پسرم! نفس خود را میزان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه را که براى خود دوست دارى براى دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که براى خود نمى پسندى، براى دیگران مپسند، ستم روا مدار، آنگونه که دوست ندارى به تو ستم شود، نیکوکار باش، آنگونه که دوست دارى به تو نیکى کنند، و آن چه را که براى دیگران زشت مى دارى براى خود نیز زشت بشمار، و چیزى را براى مردم رضایت بده که براى خود مى پسندى، آنچه نمى دانى نگو، گرچه آنچه را مى دانى اندک است، آنچه را دوست ندارى به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو، بدان که خود بزرگ بینى و غرور، مخالف راستى، و آفت عقل است، نهایت کوشش را در زندگى داشته باش، و در فکر ذخیره سازى براى دیگران مباش، آنگاه که به راه راست هدایت شدى، در برابر پروردگارت از هر فروتنى خاضع تر باش.

  9- تلاش در جمع آورى زاد و توشه

   بدان راهى پرمشقت و بس طولانى در پیش روى دارى، و در این راه بدون کوشش بایسته، و تلاش فراوان، و اندازه گیرى زاد و توشه، و سبک کردن بار گناه، موفق نخواهى بود، بیش از تحمل خود بار مسوولیتها بر دوش منه، که سنگینى آن براى تو عذاب آور است، اگر مستمندى را دیدى که توشه ات را تا قیامت مى برد، و فردا که به آن نیاز دارى به تو باز مى گرداند، کمک او را غنیمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالى دارى بیشتر انفاق کن، و همراه او بفرست، زیرا ممکن است روزى در رستاخیز در جستجوى چنین فردى باشى و او را نیابى. به هنگام بى نیازى، اگر کسى از تو وام خواهد، غنیمت بشمار، تا در روز سختى و تنگدستى به تو باز گرداند، بدان که در پیش روى تو، گردنه هاى صعب العبورى وجود دارد، که حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین باران است، و آنکه کند رود حالش بدتر از شتاب گیرنده مى باشد، و سرانجام حرکت، بهشت و یا دوزخ خواهد بود، پس براى خویش قبل از رسیدن به آخرت وسائلى مهیا ساز، و جایگاه خود را پیش از آمدنت آماده کن، زیرا پس از مرگ، عذرى پذیرفته نمى شود، و راه بازگشتى وجود ندارد.

  10- نشانه هاى رحمت الهى

  بدان، خدایى که گنجهاى آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را بعهده گرفته است، تو را فرمان داده که از او بخواهى تا عطا کند، درخواست رحمت کنى تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه اى پناه ببرى، و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایى سزاوار توست، رسوا نساخته، و براى بازگشت بخویش شرائط سنگینى مطرح نفرموده است، در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش ناامیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکى شمرده است. هر گناه تو را یکى، و هر نیکى تو را ده بحساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است، هرگاه او را بخوانى، ندایت را مى شنود، و چون با او راز دل گویى راز تو را مى داند، پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غمهاى تو را برطرف، و در مشکلات تو را یارى رساند.

 11- شرائط اجابت دعا

 و از گنجینه هاى رحمت او چیزهایى را درخواست کن که جز او کسى نمى تواند عطا کند، مانند عمر بیشتر، تندرستى بدن، و گشایش در روزى، سپس خداوند کلیدهاى گنجینه هاى خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن فرمود، پس هرگاه اراده کردى مى توانى با دعا، درهاى نعمت خدا را بگشایى، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد. هرگز از تاخیر اجابت دعا ناامید مباش، زیرا بخشش الهى باندازه نیت است، گاه، در اجابت دعا تاخیر مى شود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزاى آرزومند کامل تر شود، گاهى درخواست مى کنى اما پاسخ داده نمى شود، زیرا بهتر از آنچه خواستى به زودى یا در وقت مشخص، به تو خواهد بخشید، یا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستى، دعا به اجابت نمى رسد، زیرا چه بسا خواسته هایى دارى که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود، پس خواسته هاى تو بگونه اى باشد که جمال و زیبایى تو را تامین، و رنج و سختى را از تو دور کند، پس نه مال دنیا براى تو پایدار، و نه تو براى مال دنیا باقى خواهى ماند.

  12- ضرورت یاد مرگ

  پسرم، بدان تو براى آخرت آفریده شدى نه دنیا، براى رفتن از دنیا، نه پایدار ماندن در آن، براى مرگ، نه زندگى جاودانه در دنیا، که هر لحظه ممکن است از دنیا کوچ کنى، و به آخرت درآیى. و تو شکار مرگى هستى که فرارکننده آن نجاتى ندارد، و هر که را بجوید به آن مى رسد، و سرانجام او را مى گیرد، پس از مرگ بترس، نکند زمانى سراغ تو را گیرد که در حال گناه یا در انتظار توبه کردن باشى، مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد، پس آنگاه خود را تباه کردى.

پسرم! فراوان بیاد مرگ باش، و به یاد آنچه که به سوى آن مى روى، و پس از مرگ در آن قرار مى گیرى، تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باش، نیروى خود را افزون، و کمر همت را بسته نگهدار که ناگهان نیاید و تو را مغلوب سازد، مبادا دلبستگى فراوان دنیاپرستان، و تهاجم حریصانه آنان به دنیا، تو را مغرور کند، چرا که خداوند تو را از حالات دنیا آگاه کرده، و دنیا نیز از وضع خود تو را خبر داده و از زشتى هاى روزگار پرده برداشته است.

 13-  شناخت دنیاپرستان

  همانا دنیاپرستان! چونان سگهاى درنده، عوعوکنان، براى دریدن صید درشتابند، برخى به برخى دیگر هجوم آورند و نیرومندشان، ناتوان را مى خورد، بزرگترها کوچکترها را. و یا چونان شترانى هستند که برخى از آنها پاى بسته، و برخى دیگر در بیابان رهاشده، که راه گم کرده و در جاده هاى نامعلومى در حرکتند، در وادى پر از آفتها، و در شنزارى که حرکت با کندى صورت مى گیرد گرفتارند، نه چوپانى دارند که بکارشان برسد، و نه چراننده اى که به چراگاهشان ببرد، دنیا آنها را به کورى کشاند، و دیدگانشان را از چراغ هدایت بپوشاند، در بیراهه سرگردان، و در نعمتها غرق شده اند، که نعمتها را پروردگار خود برگزیدند ، هم دنیا آنها را به بازى گرفته، و هم آنها با دنیا به بازى پرداخته اند، و آخرت را فراموش کرده اند، اندکى مهلت ده، بزودى تاریکى برطرف مى شود، گویا مسافران به منزل رسیده اند، و آن کس که شتاب کند به کاروان خواهد رسید.

 پسرم! بدان. آن کس که مرکبش شب و روز آماده است همواره در حرکت خواهد بود، هر چند خود را ساکن پندارد، و همواره راه مى پیماید هرچند در جاى خود ایستاده و راحت باشد.

 14- ضررو رت واقع نگری در زندگی (ارزش های گوناگون اخلاقی)

 به یقین بدان که تو به همه آرزوهاى خود نخواهى رسید، و تا زمان مرگ بیشتر زندگى نخواهى کرد، و بر راه کسى مى روى که پیش از تو مى رفت، پس در به دست آوردن دنیا آرام باش، و در مصرف آنچه به دست آوردى نیکو عمل کن، زیرا چه بسا تلاش بى اندازه براى دنیا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد. پس هر تلاشگرى به روزى دلخواه نخواهد رسید، و هر مداراکننده اى محروم نخواهد شد، نفس خود را از هرگونه پستى بازدار، هر چند تو را به اهدافت رساند، زیرا نمى توانى باندازه آبرویى که از دست مى دهى بهایى به دست آورى، برده دیگرى مباش، که خدا تو را آزاد آفرید، آن نیک که جز با شر به دست نیاید نیکى نیست، و آن راحتى که با سختى هاى فراوان به دست آید، آسایش نخواهد بود. بپرهیز از آنکه مرکب طمع ورزى تو را به سوى هلاکت به پیش راند، و اگر توانستى که بین تو و خدا صاحب نعمتى قرار نگیرد، چنین باش، زیرا تو، روزى خود را دریافت مى کنى، و سهم خود برمى دارى، و مقدار اندکى که از طرف خداى سبحان به دست مى آورى، بزرگ و گرامى تر از فراوانى است که از دست بندگان دریافت مى دارى، گرچه همه از طرف خداست.

آنچه با سکوت از دست مى دهى آسان تر از آن است که با سخن از دست برود، چرا که نگهدارى آنچه در مشک است با محکم بستن دهانه آن امکان پذیر است، و نگهدارى آنچه که در دست دارى، پیش من بهتر است از آنکه چیزى از دیگرى بخواهى و تلخى ناامیدى بهتر است از درخواست کردن از مردم است، شغل همراه با پاکدامنى، بهتر از ثروت فراوانى است که با گناهان به دست آید، مرد براى پنهان نگاه داشتن اسرار خویش سزاوارتر است، چه بسا تلاش کننده اى که به زیان خود مى کوشد، هر کس پرحرفى کند یاوه مى گوید، و آن کس که بیاندیشد آگاهى یابد، با نیکان نزدیک شو و از آنان باش، و با بدان دور شو و از آنان دورى کن، بدترین غذاها، لقمه حرام، و بدترین ستم ها، ستمکارى به ناتوان است، جایى که مدرا کردن درشتى به حساب آید به جاى مدارا درشتى کن، چه بسا که دارو بر درد افزاید، و بیمارى، درمان باشد، و چه بسا آن کس که اهل اندرز نیست، اندرز دهد، و نصیحت کننده دغل کار باشد، هرگز بر آرزوها تکیه نکن که سرمایه احمقان است، و حفظ عقل، پند گرفتن از تجربه هاست، و بهترین تجربه آنکه تو را پند آموزد، پیش از آنکه فرصت از دست برود، و اندوه ببار آورد، از فرصتها استفاده کن، هر ت لاشگرى به خواسته هاى خود نرسد، و هر پنهان شده اى باز نمى گردد، از نمونه هاى تباهى، نابود کردن زاد و توشه آخرت است، هر کارى پایانى دارد، و به زودى آنچه براى تو مقدر گردیده خواهد رسید، هر بازرگانى خویش را به مخاطره افکند.

 چه بسا اندکى که از فراوانى بهتر است، نه در یارى دادن انسان پست، و نه دوستى با دوست متهم، خیرى وجود دارد، حال که روزگار در اختیار تو است آسان گیر، و براى آنکه بیشتر به دست آورى خطر نکن، از سوار شدن بر مرکب ستیزه جویى بپرهیز.

 15-  حقوق دوستان

 چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستى را برقرار کن، اگر روى برگرداند تو مهربانى کن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامى که دورى مى گزیند تو نزدیک شو، و چون سخت مى گیرد تو آسان گیر، و به هنگام گناهش عذر او بپذیر، چنانکه گویا بنده او مى باشى، و او صاحب نعمت تو مى باشد. مبادا دستورات یادشده را با غیر دوستانت انجام دهى، یا با انسانهایى که سزاوار آن نیستند بجا آورى، دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوست دشمنى نکنى، در پند دادن دوست بکوش، خوب باشد یا بد، و خشم را فرو خور که من جرعه اى شیرین تر از آن ننوشیدم، و پایانى گواراتر از آن ندیدم. با آن کس که با تو درشتى کرد. نرم باش که امید است به زودى در برابر تو نرم شود، با دشمن خود با بخشش رفتار کن، زیرا سرانجام شیرین دو پیروزى است (انتقام گرفتن یا بخشیدن) اگر خواستى از برادرت جدا شوى، جایى براى دوستى باقى گذار تا اگر روزى خواست به سوى تو باز گردد بتواند، کسى به تو گمان نیک برد او را تصدیق کن، و هرگز حق برادرت را با اعتماد دوستى که با او دارى ضایع نکن، زیرا آن کس که حقش را ضایع مى کنى با تو برادر نخواهد بود، و افراد خانواده ات بدبخت ترین مردم نسبت به تو نباشند، و به کسى که به تو علاقه اى ندارد دل مبند، مبادا برادرت براى قطع پیوند دوستى، دلیلى محکم تر از برقرارى پیوند با تو داشته باشد، و یا در بدى کردن، بهانه اى قوى تر از نیکى کردن تو بیاورد، ستمکارى کسى که بر تو ستم مى کند در دیده ات بزرگ جلوه نکند، چه او به زیان خود، و سود تو کوشش دارد، و سزاى آن کس که تو را شاد مى کند بدى کردن نیست.

 16- ارزشهاى اخلاقى

 پسرم بدان که روزى دو قسم است، یکى آنکه تو آن را مى جویى، و دیگر آنکه او تو را مى جوید، و اگر تو به سوى آن نروى، خود به تو خواهد رسید، چه زشت است فروتنى به هنگام نیاز، و ستمکارى به هنگام بى نیازى، همانا سهم تو از دنیا آن اندازه خواهد بود که با آن سراى آخرت را اصلاح کنى، اگر براى چیزى که از دست دادى ناراحت مى شوى، پس براى هر چیزى که به دست تو نرسیده نیز نگران باش. با آنچه در گذشته دیده یا شنیده اى، براى آنچه که هنوز نیامده، استدلال کن، زیرا تحولات و امور زندگى همانند یکدیگرند، از کسانى مباش که اندرز سودشان ندهد، مگر با آزردن فراوان، زیرا عاقل با اندرز و آداب پند گیرد، و حیوانات پند نگیرند جز با زدن. غم و اندوه را با نیروى صبر و نیکویى یقین از خود دور ساز، کسى که میانه روى را ترک کند از راه حق منحرف مى گردد، یار و همنشین، چونان خویشاوندانند، دوست آن است که در نهان آیین دوستى را رعایت کند، هواپرستى همانند کورى است، چه بسا دور که از نزدیک نزدیکتر، و چه بسا نزدیک که از دور دورتر است، تنها، کسى است که دوستى ندارد، کسى که از حق تجاوز کند، زندگى بر او تنگ مى گردد، هرکس قدر و منزلت خویش را بداند حرمتش باقى است، استوارترین وسیله اى که مى توانى به آن چنگ زنى، رشته اى که بین تو و خداى تو قرار دارد، کسى که به کار تو اهتمام نمى ورزد دشمن توست. گاهى ناامیدى رسیدن به هدف است، آنجا که طمع ورزى هلاکت باشد، چنان نیست که هر عیبى آشکار، و هر فرصتى دست یافتنى باشد، چه بسا که بینا به خطا مى رود و کور به مقصد رسد، بدیها را به تاخیر اندازد زیرا هر وقت بخواهى مى توانى انجام دهى، بریدن با جاهل، پیوستن به عاقل است، کسى که از روزگار ایمن اشد به او خیانت خواهد کرد و کسى که روزگار فانى را بزرگ بشمارد، او را خوار خواهد کرد، چنین نیست که هر تیراندازى به هدف بزند، هر گاه اندیشه سلطان تغییر کند، زمانه دگرگون شود، پیش از حرکت از همسفر بپرس، و پیش از خریدن منزل همسایه را بشناس.

 از سخنانى بى ارزشى و خنده آور بپرهیز، گرچه آن را از دیگرى نقل کرده باشى.

17-  جایگاه زن و فرهنگ پرهیز

  در امور سیاسى کشور از مشورت با زنان بپرهیز، که راى آنان زود سست مى شود، و تصمیم آنان ناپایدار است، در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیرى در پوشش، عامل سلامت و استوارى آنان است، بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آورى، و اگر بتوانى بگونه اى زندگى کنى که غیر تو را نشناسند چنین کن، کارى که برتر از توانایى زن است به او وامگذار، که زن گل بهارى است، نه پهلوانى سخت کوش، مبادا در گرامى داشتن زن زیاده روى کنى که او را به طمع ورزى کشانده براى دیگران شفاعت نماید. بپرهیز از غیرت نشان دادن بیجا که درستکار را به بیماردلى، و پاکدامن را به بدگمانى رساند، کار هر کدام از خدمتکارانت را معین کن. که او را در برابر آن کار مسئول بدانى، که تقسیم درست کار سبب مى شود کارها را به یکدیگر وانگذارند، و در خدمت سستى نکنند. خویشاوندانت را گرامى دار، زیرا آنها پر و بال تو مى باشند، که با آن پرواز مى کنى، و ریشه تواند که به آنها باز مى گردى، و دست نیرومند تواند که با آن حمله مى کنى. دین و دنیاى تو را بخدا مى سپارم، و بهترین خواسته الهى را در آینده و هم اکنون، در دنیا و آخرت، براى تو مى خواهم، با درود.

  هر یک از دانشجویان

پس از مطالعه کامل این متن یک جمله از متن وصیت نامه حضرت علی (ع)  را که بیشتر با آن ارتباط برقرار کرده در قسمت یاد داشت بنویسد به شکل غیر خصوصی تا همه بتوانند بخوانند درج این انتخاب نشانه حضور وبلاگی شما و انتخاب جمله ای از متن وصیت نامه نشان دقت و هوشمندی شما خواهد بود . کسانیکه برای مطالب قبل سوآل طراحی کرده بودند قرار بر این بود ضمن درج پاسخ آدرس پاسخ را هم ذکر کنند برخی از دانشجویان جواب را ذکر نکرده اند و تنها آدرس جواب سوآل را نوشته که لازم است اصلاح نمایند .

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر ژوژمان درس صفحه آرای 12 دی ماه 95 متن کتاب وصایای امام علی (ع) برای صفحه آرایی کتاب در باره طراحی و صفحه آرایی کتاب صفحه آرایی روی جلد مجله صفحه آرایی / گرید و پایه کار ارایه فصل اول و دوم کتاب صفحه آرایی اولین جلسه 95/7/4 ویژه دانشجویان درس پوستر ویژه دانشجویان درس بسته بندی خرداد 95 سوالات امتحان درس چاپ ماشینی
کلمات کلیدی وبلاگ گرافیک (٥) پوستر (٤) دانشجو (۳) سی دی (۳) بسته بندی (۳) تقویم (۳) کاتالوگ (۳) بروشور (۳) کارخانه (٢) گرافیک سی دی (٢) گرافیست (٢) تلاش (۱) اخلاقی (۱) فرم (۱) رجیستر (۱) زینک (۱) کلمه (۱) کالا (۱) روش (۱) ترسیم (۱) ویدئو (۱) چاپ (۱) خاص (۱) cd (۱) صفحه آرایی (۱) بیست (۱) نظر خواهی (۱) خدا (۱) توکل (۱) اخلاق (۱) شریعتی (۱) خلاقیت (۱) طراحی (۱) مهربان (۱) فال حافظ (۱) مهندسی (۱) جمله (۱) حافظ (۱) سوال (۱) ارتباط (۱) مصلحت (۱) خالق (۱) طراحی سی دی (۱) گرید (۱) چند وجهی (۱) پنج ضلعی (۱) شیوه های طراحی (۱) اعلان درس (۱) ژوژمان دی ماه 91 (۱) تکنو لوژی 2 (۱) روی جلد مجله (۱) نجج البلاغه (۱) وصیتنامه حضرت علی (ع) (۱) ژوژمان تیر 92 (۱) لکه های اتفاقی (۱) سوالات شناخت هنر گرافیک1 (۱) پایه کار (۱) سحر غریب (۱) مهندسی اخلاق (۱) ضمیر نا خود آگاه (۱) دستگاه چاپ شخصی (۱) درس آخر چاپ (۱) ژوزمان (۱) قبل از متن (۱) روکش جلد (۱) لب جلو (۱) صفحه صمت چپ (۱) کاست (۱) سر رسید (۱) تست (۱) تاریخ هنر (۱) ژوژمان (۱) تکنولوژی دو (۱) مدیر مسئول (۱) گسترده (۱) منظم (۱) کلاس مجازی (۱) چهار گزینه ای (۱) تقویم دیواری (۱) لیتو گرافی (۱)
دوستان من عزيزستان سوپر گرافیک آموزش گرافیک دختری بنام هما خلاقیت در طراحی یک گرافیست تنها تمام دانشجویان من گرافيک و قصص الالنبيا علیرضا حصارکی.طراح گرافیک ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب