جلال عطارزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جلال عطارزاده
آرشیو وبلاگ
      گرافیست عزیز ()
کلاس جبرانی روز سه شنبه نویسنده: جلال عطارزاده - ۱۳٩٢/٢/٢۳

بسم الله الرحمن الرحیم .

با سلام به دانشجویان عزیز وگرافیستهای محترم فردا سه شنبه 24 اردیبهشت از ساعت 9 تا 11 در فاز3 سایت  کلاس جبرانی برای دانشجویان صفحه ارایی روز های چهارشنبه برقرار است .

  نظرات ()
در باره ژوژمان صفحه آرایی نویسنده: جلال عطارزاده - ۱۳٩٢/٢/۱٩

 بسم الله الرحمن الرحیم

 دانشجویان درس مهندسی اخلاق روی این لینک کلیک کنند 

 مطالب  زیر مربوط به دانشجویان درس صفحه آرایی است 

 تاریخ ژوژمان صفحه آرایی 

 سه شنبه یازدهم تیر 1392

 ( 1392/04/11 )

با سلام حضور گرافیستهای عزیز در درس صفحه آرایی  توضیحاتی  در رابطه با ژوژمان در این یاد داشت برای شما درج میکنم تا با آرامش بیشتری  برای روز ژوژمان آماده بشوید .

 --------------------------------------------------------------------------------------------

 

 عناوین  صفحه آرایی مجله

شکل ارائه

1

طراحی  لوگو مجله

20 در 20

2

طراحی گرید مجله

روز کالک یا کاغذ سفید

3

طراحی روی جلد و تبلیغ پشت جلد

طرح گسترده و ماکت

4

طراحی  صفحه فهرست

طرح گسترده و ماکت

5

طراحی  دو صفحه مقابل هم

طرح گسترده و ماکت


 

 

 

 عناوین  صفحه آرایی کتاب 

شکل ارائه

1

طراحی گرید کتاب

روز کالک یا کاغذ سفید

2

طراحی روی جلد ، عطف و پشت جلد

طرح گسترده و ماکت

3

طراحی صفحه های پیش از متن

گسترده و ماکت

4

طراحی شناسنامه کتاب

گسترده و ماکت

5

طراحی  صفحه فهرست

طرح گسترده و ماکت

6

طراحی  دو صفحه مقابل هم

طرح گسترده و ماکت

متن زیز  بعنوان مطلب مقدمه ناشر در  صفحه آرایی کتاب

  وصایای حضرت علی علیه سلام استفاده کنید   

   بسم الله الرحمن الرحیم  

در گذشته های نه چندان دور از زمانیکه خواندن و نوشتن را در مکتب خانه ها به  پدران و مادران ما می آموختند  در کنار آن، معرفت ، عشق به خوبی ها ، خدا شناسی و مهر بانی نیز از  سنت وسیره پیامبر و ائمه معصومین  به  جان جویندگان  سواد و علم  کم کم نوشانده می شد  و علمی که با اعتقاد در آمیخته شده بود نتیجه اش تقدیم  دانشمندانی چون فارابی ها ، فردوسی ها،ابو علی سیناها و نظایر آنها به جامعه ایرانی و بشریت شده اسن . اما  ای کاش امروزه که جهان در حسرت داشتن چنین  دانشمندانی بسر میبرد   قادر بودیم این امکان را بوجود آورد که همچون گذشته در مراکز علمی ،علم و معرفت در کنار هم به دانشجویان ارائه کنیم  تا آینده سازان کشور با روحی آرام وآرامشی الهی به تحصیل بپردازند و جواب  همه سوآلاتی را که نمی توانند در این عصر دیجیتال به آن دست پیدا کنند درخلوت های شبانه  و نجواهای عاشقانه از پر وردگار خویش درخواست کرده و با قدرت و توکلی  مثال زدنی به جستجوی  پاسخ ، روز را به شب رسانده و از هر گونه افسردگی فارغ شوند.

بیاری خدا  در این ترم به بهانه داشتن دانشجویانی  خلاق ومشتاق ، وصایای حضرت علی علیه سلام را بهانه ای کردیم تا درسمان به معرفت  بزرگ مرد عالم هستی گره خورده و در سایه او بفهمیم هر آنچه که باید.

لیکن خوب میدانم در این  ترم  فرصت به اندازه ای نبود که مطالب  مندرج در این کتاب به خوبی خوانده و فهم معنی شود اما  امید به خدا و محبت شما دارم که در فرصتی شایسته در خلوتی عاشقانه با خدای مهربان  بنشینیم و این مطالب را بخوانیم به گونه ای که بفهمیم و به دیگرانی که فرصت دست یابی به این  گنج گوهر بار را ندارند منتقل کرده و بفهمانیم که ما در تعالیم  معصمومین  معادنی داریم بکر و دست نخورده که هر یک گوهر های فراوان برای زندگی با سعادت را در خود  جای داده اند .شاید از تمام مدت تحصیل این بهترین یادگار مان باشد که از خود بجای خواهیم گذاشت . امید وارم در آماده سازی این کتاب تمام سعی  هنری و فنی خود را بکار برده و سه جلد از این کتاب  تهیه نمایید یک جلد برای پدر و مادرتان که هرچه خیر و نیکی به شما میرسد به جهت رضایت آنها از شما است و همین رضایت است که تلاشتان را ثمر بخش میکند ، یک نسخه هم برای خود  به یادگار نگه داشته که بخوانید و برای دیگران  باز گو کنید و یک جلد هم که برای گرفتن نمره درس به اینجانب تحویل خواهید داد. و پیشنهاد میکنم  در بین اطرافیان خود رسم کنید که به عنوان هدیه تولد و به مناسبتهای دیگر از همین نمونه کتاب به آنها که دوستشان دارید هدیه کنید و چه هدیه زیبا و گرانقیمتی که حاصل هنر شما خواهد بود 

موفق و سربلند باشید

مدیر مسئول انتشارات عزیزستان 

جلال عطارزاده

 -----------------------------------

در صفحه حقوقی هر کتاب اطلاعاتی به عنوان فیپا کتاب بالای شناسنامه یا زیر شتاسنامه بصورت مجزا درج می شود  برای آشناییبا عنوان فیپا اطلاعات زیر را مطالعه کنید .

فیپا چیست؟

عبارت فیپا کوته نوشت «فهرستنویسی پیش از انتشار» است و شامل فهرستنویسی توصیفی و تحلیلی کتاب، پیش از انتشار آن و درج آن در صفحه حقوقی یا شناسنامه کتاب است.

 

اهداف فیپا چیست؟

۱. یکدستی و هماهنگی فهرستنویسی و سازماندهی کتب در سطح کشور 2. تسهیل امر فهرستنویسی توسط کتابداران در تمامی کتابخانه ها 3. جلوگیری از انجام کار تکراری 4. افزایش سرعت بازیابی منابع در کتابخانه ها 5. اطمینان از صحت و درستی آن 6. صرفه جویی در بودجه‘ نیروی انسانی‘ زمان ‘مکان 7. تسریع امر اشاعه اطلاعات 8. تسهیل در ایجاد شبکه های اطلاعاتی و درواقع اشتراک اطلاعات کتابشناختی در سطوح ملی و بین المللی 9. افزایش سرعت گردش اطلاعات

مطالب  فیپا:

‏سرشناسه : وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع)

‏عنوان قراردادی  : نامه ی ۳۱ نهج البلاغه

‏عنوان و نام پدیدآور :   وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع).

‏مشخصات نشر  :  تهران : عزیزستان ، ‏‫۱۳۹۱.

‏مشخصات ظاهری  :  ‏‫48ص.

‏شابک      : 978-600-93376-2-0

‏وضعیت فهرست نویسی : فیپا

‏موضوع  :  نهج البلاغه . وصیت نامه حضرت علی (ع)

‏موضوع  : نهج البلاغه . وصیت نامه حضرت علی (ع)

‏موضوع  : نهج البلاغه

‏رده بندی کنگره  :  ‏‫BP۵۹/۹/ھ۹۱۳۹۱

‏رده بندی دیویی  : ‏‫۲۹۷/۱۱۲

‏شماره کتابشناسی ملی :  ۲۹۱۶۸۶۷

مطلب مربوط به شناسنامه کتاب

شناسنامه :

نام کتاب: وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع)

نویسنده : حضرت علی  علیه اسلام

طرح روی جلد : اسم خودتان را بنویسید

صفحه آرایی : اسم خودتان را بنویسید

ناشر: انتشارات عزیزستان
شمارگان: 3 جلد 
نوبت چاپ:اول 1392
قیمت: 5000 تومان

بجای اسم انتشارات هر اسمی که بخواهید می توانید قرار دهید  برای نمونه اگر اسمی انتخاب نکردید از نام انتشارات عزیزستان و نشانه آن  که در سایت عزیزستان قرار دارد .

  آدرس حهت گرفتن پرینت و صحافی کتاب

میدان انقلاب . ایتدای کارگر شمالی . نرسیده به بانک ملی  .روبری آتش نشانی  .پلاک 64 .طبقه دوم . تلفن : 66564812/66564813/66923883

http://www.tarsim.com/

 

  نظرات ()
مهندسی اخلاق نویسنده: جلال عطارزاده - ۱۳٩٢/٢/۱٤

یسم الله الرحمن الرحیم

سلام به دانشجویانی  درس مهندسی اخلاق 30 سوآل طراحی شده که از میان آنها  10 سوآل ارائه خواهد شد . هر یک از دانشجویان در صورتی که سوالی در این زمینه داشتند برای این مطلب یاد داشت بنویسند تا جواب آنها داده شود. پیشنهاد میکنم اول سوآلات را بخوانید و  با توجه به انچه آموخته اید جواب  دهید هر یک از دانشجویان که این مطلب را خواند و از خود آزمون گرفت نمره ازمون خود را بصورت پیام خصوصی برای من ارسال نمایند .

ولی

هر دانشجو  یک یادداشت مبنی بر این که سوالات را مطالعه نموده  بنویسد تا بدینوسیله مشخص شود چه کسی زود تر  پیگیر دریافت سوالات بوده است 

 

  سوال و جواب

یسم الله الرحمن الرحیم

 1-      اگر عالم هستی را یک کتاب بزرگ فرض کنیم هر انسان چه نقشهای می تواند داشته باشد.

 جواب : اگر عالم هستی را یک کتاب بزرگ فرض کنیم و هر وجودی را یک حرف آنگاه تاثیر خود را به عنوان یک حرف در کلمه جمله سطر پاراگراف صفحه مقاله و کتاب خواهیم دید .هر یک از ما برای ساختن کلمه ای خلق شدیم تا بزرگتر شویم و جمله ای را بسازیم و سپس متن زیبایی از داستان زندگی خود یا دیگران  در ساختن هر کلمه نیاز به برقراری ارتباط درست با دیگر حروف است

2-       کدام اخلاق قابل سنجش است  مطلق یا مضاف؟ شرح دهید .

جواب : اخلاق بصورت مطلق نه پسندیده است و نه قابل نکوهش اخلاقی که مضاف باشد  قابل سنجش مثبت یا منفی است چگونه می توان مضاف بودن و مثبت و منفی بودن آن را تشخیص داد

3-      چهار مرحله شناخت اخلاق را ذکر کنید ؟

  •  1- شناخت اخلاق به صورت مطلق
  • 2- شناخت مضاف ها
  • 3- شناخت محمل این اخلاق
  • 4- شناخت بستر این اخلاق 

 4-      تعریف اخلاق چیست ؟

 اخلاق  جمع خلق و خوی  و عادات رفتاری ارادی و غیر ارادی هر فرد در ارتباط با خود و جامعه پیرامون آن است

 5-      تعریف مهندسی اخلاق چیست ؟

 مهندسی اخلاق یعنی شناخت نسبتها و آشنایی با تناسب ها، تضاد ها ، کشش ها و واکنش های موجود در درون انسان وایجاد راه هایی برای دست یابی به فطرت پاک انسانی وشنیدن پیام های الهی،درک ،فهم و عمل به آنها است .

6-      توحید در سرزمین  وجود چیست ؟

سر آغاز توحید :

سرزمین وجود ما دارای وحدانیتی است که مختص به خود است و در شرایط اعتدال دارای یک فرماندهی واحد و مستقل است و خود خدایگان سرزمین وجود خود هستیم . اگر این خدایگان سرزمین وجود، وحدانیت خود را به وحدانیت خدا اتصال  دهد ، دیگر به دو دلی ، شک و تردید نمی رسد و یکدله خواهد بود ، چرا که واحد در واحد و یگانه وجود در یگانه خالق هستی  گنجانده می شود و دل می شود خانه خدا ودر آن زمان وحدانیت و یگانگی خدا در وجودما گسترش پیدا خواهد کرد واگر این گسترش چون رودی در سراسروجود ماجریان پیداکند و تمام شاهراه های  مملکت تن ما را ازآن بهره مند سازد 

7-      نیوت در سرزمین  وجود چیست ؟

  • پرروردگار عالم عادل است وعدالت را دوست دارد  و آنچه که خود  دوست میدارد خود سرمنشاء وعلت  وجودی و زایش آن است وهرآنکس که خود را متصف به آن نماید گامی در راه نمایندگی پروردگار بر روی  زمین بر داشته و خود را بیشتربه اوصاف او  شبیه ساخته است . اگر عدل را در سرزمین وجود خود جاری سازیم می توانیم امانت دار خوبی بوده و آنچه را که پروردگار به هر مقدار که مصلحت دانسته در اختیار ما  قرار داده به شایستگی  سرپرستی کرده و عدالت را درحفظ و نگهداری  آن جاری  سازیم . عدلی که ما باید در وجود خود بنا بگذاریم این است که این وجود را که ذاتا ظرفیت میزبانی خدا را دارد و این شایستگی برای او رقم زده شده است  بر او ظلم نکنیم و سرزمین وجود خود را برای این میهمانی  که نه ،  صاحب خانگی آماده کنیم و اگر به این آماده سازی اقدام نکنیم به عدالت با وجود خود رفتار نکرده ایم و او را از شرایط والا و برتر نسبت به دیگر مخلوقات محروم داشته ایم و سرزمین وجود خود را در استضعاف جبران ناشدنی قرار داده ایم جبران ناشدنی از جهت  فوت زمان و به هدر رفتن فرصت ها چرا که هر لحظه حضور پروردگار در وجود خاکی ما  روحمان را جلا داده و به سوی بالا و بالا تر سوق می دهد  وبه جایگاهی که پروردگار عالمیان دوست می دارد راهنمایی مان خواهد کرد ، چون او خود هدایتگر است و حضورش در خانه دل ما باعث یافتن راه در تاریکی ها خواهد بود. این معنی کلی عدالت بود و بر جزء جزء هر یک از  شهرها  و استانهای این سرزمین الهی باید توجه خاص داشت و نگاه عادلانه به آن کرد.

8-      نیوت در سرزمین  وجود چیست ؟

  •  در دو اصل قبلی از توحید و عدل گفتیم وبه سرزمین وجود اشاره شد و دولت  حکیم و جمعیت ، وسعت و توانایی ها واستعداد های آنرا مرور کردیم ودانستیم که باید به عدل با آن رفتارکنیم و شایسته خواهد بود ازموقعیت و نیازو میلی که خداوند برای حضورخوش در خانه دل ما به ودیعه قرار داده خوب  استفاده کنیم . نبوت در معنی  یعنی ( خبر دادن چیزی پیش از حادث شدن ، آوردن  وحی به سوی مردم )
  • نبی  فرستاده  کسی که اختیار کامل از سوی بزرگی دارد و پیروی  از آن  شخص ارادت و فرمانبرداری را به کسی نشان میدهد  که اورا فرستاده .
  • در سرزمین وجود  خود الگو پروردگار  را ساکن کردیم و بر  عدل او ایمان  داشتیم  و اعتقاد جوارح خود را به سمت و سوی  خواسته او متوجه کردیم آنگاه در وجود  ما نبی فرستاده ای  حاکم خواهد شد که  از صاحب  خانه فرمان گرفته  و فرمان را به اعضاء و جوارح دیگر خودمیدهد  و هریک را به گرایش به سوی میل  او رهنما می شود  و اگر این نبوت وجود ی  به شکل کامل  باور و در  جای جای سرزمین وجود  جاری و استقرار پیدا کند .
  • آنگاه کالبد وجود ت  نیز نبی خواهد  شد که  بی هیچ کم و کاستی  از وجود های مقدسی که در عالم  ماده  به عنوان  نبی از سوی  او برای  هدایت یا معرفی شده اند  بی چون و چرا  که نه با میل اراده عشق و علاقه پیروی خواهی کرد و نه تنها از نبی او بلکه از  هر آنکس که به او منتصب بوده و انبیا مهر تائید  بر آنها  زده و با درایت و ریزبینی  آنهایی را که  در راه او گام بر میدارند تشخیص داده و با انها همراه خواهی شد .

9- زیربنا (فوندانسیون) اخلاق چیست ؟

1-  نیت 2- اعتقاد 3- عمل 4- اخلاق

10-  مراحل انجام یک  عمل یا رفتار را ذکر کنید ؟

1-  تصور2-   تصدیق3-  شوق 4- اراده

11-  مراحل یقین را ذکر کنید و مثال بزنید  ؟

1-  علم الیقین 2-  عین الیقین 3- حق الیقین

علم الیقین : زمانی که به ما خبر میدهند جایی آتش گرفته

عین الیقین : بربالای بلندی میرویم و دود آتش را میبینیم

حق الیقین : خود را به کنار آتش رسانده وحرارت آتش را حس میکنیم

12-  چهار قوای بدن انسان را نام ببرید ؟

1-قوه عاقله 2- قوه غضبیه 3- قوه اشتها ( شهویه ) 4- قوه خیال

13-  قوه عاقله را شرح دهید ؟

نیروی عقل : شان عقل  ادراک حقایق  و تشخیص میان خیر و شر و دستور به انجام  امور  مثبت و دوری از امور منفی است

  14-  قوه غضبیه را تعریف کنید ؟

 نیروی غضب: وظیفه قوه غضبیه دفع  خطراتی که از خارج  بدن را تهدید میکند  و مواظبت و صیانت از  دشمن خارجی  که بخواهد به سرزمین وجود انسان  زیانی وارد سازد

 

15-  قوه اشتها (شهویه ) چیست ؟

نیروی اشتها: وظیفه  قوه شهویه تامین بقای  بدن وتجهیز اسباب  کسب نیازهای  بدن است چرا که زنده ماندن تن بعنوان  قالبی برای روح  نیازمند بهره مندی از نوشیدنی ها و خوراکی های است که در در جه اول بقای خود را تضمین کند و در در جه بعد برای بقای نسل نیاز به بهرمندی از زوایای دیگر قوه شهویه است

 16-  در باره قوه خیال یا واهمه آنچه می دانید بنویسید .

 نیروی واهمه یا خیال :کارایی  و فایده قوه وهمیه  درک و فهم جزئیات یک موضوع  و دیدن و تشخیص دادن زوایای  ریز و نگاه دقیق  از جهات مختلف به موضوع است

 17-   ملائکه وحیوانات از چه قوایی بر خوردار هستند و تفاوت انسان وملائکه در چیست ؟

 ملائکه قوه عاقله / حیوانات قوه غضبیه وقوه اشتها (شهویه ) تفاوت انسان و ملائکه قدرت انتخاب است که در انسان وجود دارد

18-  مراحل رشد طبیعی ورشد خودسازی را شرح دهید ؟

1-  نطفه

2- کودک

3- قوه شهوانی= طلب غذا

4- قوه غضبیه= دفع خطرات

5- قوه ادارک = قابل تعلیم شدن

6-  تدبیر خود سازی= مرحله کمال

19-  مراحل مختلف نفس را تعریف کنید ؟

  • جواب :
  • نفس اماره  ( امر کننده به بدی)
  • نفس لوامه ( سرزنش کننده )

نفس مطمئنه (به یقین رسیده )

20-  نفس اماره  را تعریف کنید ؟

جواب : نفس اماره  ( امر کننده به بدی) نفسی که صاحب خود را به انجام  گناه وادار میکند

21-  نفس لوامه  را تعریف کنید ؟

  •  نفس لوامه ( سرزنش کننده ) نفسی که صاحب خود را بر گناهی که از او سر زده و بر آنچه از منافع حقیقی و کمالات انسانی و درجات اخروی از او فوت می‎شود ملامت می‎نماید

 22-  نفسمطمئنه را تعریف کنید ؟

 نفس مطمئنه (به یقین رسیده ) نفسی است که صاحب آن به عقاید درست و پاداش و مجازات اطمینان یافته و آرامش دارد شؤون نفس مطمئنه رضا و تسلیم و توکل و سپردن تمام اختیار خود به خدا (مقام تفویض) است.

23- وسط حقیقی و وسط اضافی را شرح دهید ؟

وسط حقیقی آن است که نسبت به طرفین واقعا مساوی باشد مثل تساوی عدد چهار که نصف شده و دوتا دوتا میشود

وسط اضافی  نزدیک است به وسط حقیقی ،  یافتن حد وسط در یک اخلاق  پسندیده در هر نفسی متفاوت است با نفس دیگر

24- در علم اخلاق وسط حقیقی ملاک است یا اضافی  یک مثال بزنید ؟

 وسط اضافی است  

 25-  راه های کسب فضائل چیست ؟

 نشستن با  نیکان / توجه به رفتار  خوبان در ارتباط با خلق و خالق  / شنیدن حکایات و سرنوشت بزرگان  دین و راه روان  سعادت  / استماع پیوسته  کیفیت افعال ایشان

26 – راه های دفع رضائل چیست ؟

دوری از همنشینی صاحبان اخلاق بد

احتراز از شنیدن قصه ها و حکایات ایشان

عدم استماع از چیزهای که از ایشان صادر میشود

27 - تعریف ضمیر نا خو دآگاه را بنویسید؟

ضمیر نا خود آگاه همچون سر باز فدا کاری است که خداوند در وجود همه انسانها به ودیعه قرا داده ، وظیفه او این است که از بدو تولد به وسیله حواس پنج گانه اقدام به ذخیره سازی تمام تجربیات ما می نماید و به گاه نیاز آن را در اختیار ما قرار می دهد

28- برای هریک از قوای چهار گانه  یک شکل و رنگ تعریف شده است شکلها ورنگ های هر یک از قوا را نام ببرید

29 – ترسیم کنید شکل تسلط قوای غضبیه را در وجودی که قوه خیال ، عاقله و اشتها(شهویه) به ترتیب  در درجه پائین تر هستند .

30 –  با استفاده از اشکال مرتبط  با هر قوا ترسیم کنید  وضعیت  یک رفتار مثبت  و یک رفتار منفی را

 

  نظرات ()
هفته یازدهم صفحه آرایی کتاب نویسنده: جلال عطارزاده - ۱۳٩٢/٢/۱

بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام به دانشجویان عزیز و گرافیست های محترم  در درس صفحه آرایی اولین جلسه  کلاس جبرای روز شنبه برگزار گردید و دانشجویانی که نتوانستند در این جلسه حضور پیدا کنند فرصت باقی مانده را از دست نداده و از دو جلسه باقی مانده بهره مند شوند . جلسه بعد  چهار شنبه (4/2/92 )و چهار شنبه (11/2/92 )ساعت 8:45 تا ساعت 11 فاز 2 سایت c این فرصت برای دانشجویانی است که روز سه شنبه کلاس دارند. روز شنبه (7/2/92 )ساعت 14 الی 19 سایت c فاز2 هر یک از دانشجویان در سه جلسه جبرانی باید حضور یابند . 

کلاس جبرانی روز شنبه (14/2/92 )ساعت 14 الی 19 سایت D فاز2 

 

روی

 زنگ تفریح 

کلیک کنید

 

در این یاد داشت چهار عنوان ذکر شده که مطالعه ان لازم است 

1- دزباره طراحی دوصفحه مقابل هم 

2- در باره صفحه فهرست 

3- در باره طراحی جلد کتاب 

4- در باره صفحه آرایی داخل کتاب 

1- دزباره طراحی دوصفحه مقابل هم 

 

نکاتی که باید در طراحی و صفحه آرایی دو صفحه مقابل در نظر گرفته شود 

1- لازم است دو صفحه مقابل بر مبنای گرید مجله که طراحی کرده بودید  صفحه ارایی شود فاصله اطراف بین ستون ها وشماره صفحه و عنوان مجله در  طراحی دیده شود 

2- استفاده از یک طرح یا عکسی که به عنوان طرح از ان استفاده میکنید برای تزئین صفحه این طرح می تواند در اندازه بزرگ بیم صفحه یا تمام صفحه کم رنگ کار شود .

3- استفاده از یک تیتر با تاثیر گرفتن از مفهوم ان یعنی با تیتر بازی شود وغیر از خوانش  مفهومی معنی بصری هم داشته باشد .مثل کلمه زلزله که بهتر است  متزلزل و بیتعادل باشد.( مرتبط با موضوع عکس  )

4- اندازه تیتر در سه وضعیت پیشنهاد میگردد 1- نیم صفحه 2- یک صفحه 3- دو صفحه 

5- نام نویسنده مطلب در نزدیکی تیتر درج شود 

6- استفاده از دو عدد عکس ( مرتبط با موضوع تیتر )

7- استاده از دو سوتیتر ( مرتبط با موضوع تیتر )

8- استفاده از نوشتار واقعی  برای متن این نوشتار می تواندغیر مرتبط باشد اما بهتر است متناسب باموضوع از اینترنت مطلب کپی و استفاده نمائید

2- در باره صفحه فهرست 

در باره صفحه فهرست با این چهار مورد توجه شود 

1- یک صفحه فهرست از یک مجله جدا کنید و تمام مطالب آن را در صفحه فهرست خود جای دهید . و این نمونه اصلی را در روز ژوژمان باید ارائه دهید در غیر این صورت نمره  ای که استحقاق ان را دارید دریافت نخواهید کرد .

2- چنانچه از طرح برای پس زمینه صفحه فهرست استفاده میکنید طرحی تزئینی باشد . نیازی به وضوح و ارتباط معنی دار مستقیم ندارد بلکه به عنوان پس زمینه برای زیبایی و خوانش بهتر فهرست  از ان استفاده شود .

3-لوگو مجله و طرح روی جلد در صفحه فهرست جای داده شود .

4- صفحه فهرست باید با گرید مجله شما هماهنگ باشد.

 

3- در باره طراحی و صفحه آرایی کتاب 


ساختار کلی کتاب

۱ - نوار روی جلد
۲ - لب برگردان
۳ - آستر بدرقه
۴ - روکش جلد
۵ - لب بالا
۶ - لب جلو
۷ - لب پایین
۸ - صفحه سمت راست
۹ - صفحه صمت چپ
۱۰ - حاشیه عطف

 

هر کتاب بسته به سلیقه نویسنده، موضوع کتاب و شیوه ناشر دارای برخی از بخش‌های زیر است:

  1. روکش جلد
    معمولاً بصورت یکرو و رنگی چاپ می‌شود و لبه‌های آن به داخل کتاب تا شده و پشت جلد قرار می‌گیرد. اغلب روی همین لبه‌ها توضیحاتی در خصوص نویسنده و خود کتاب داده می‌شود. روکش جلد معمولاً شامل بخش‌های زیر است:
    1. نوشته‌های روکش جلد
    2. لب برگردان جلو
    3. متن لب‌برگردان
    4. طرح جلد
    5. زندگینامهٔ نویسنده
    6. لب‌برگردان عقب
    7. عطف
    8. تقریظ / نقل قول / ستایش
    9. قیمت پشت جلد
  2. جلد
    یک پوشش مقوایی ضخیم است که کل صفحات کتاب را دربر می‌گیرد و از کتاب محافظت می‌کند.
  3. آستر بدرقه
  4. صفحات آغازین کتاب
    1. صفحه عنوان کوچک
    2. صفحه عنوان
      صفحه‌ای است که حاوی اطلاعات زیر است
      1. عنوان کتاب
      2. عنوان فرعی
      3. نام مولف
      4. نام ناشر
      5. تاریخ انتشار
    3. فیپا (فهرستنویسی پیش از انتشار)
    4. شناسنامه (صفحه حقوقی)
    5. تقدیم نامه
    6. فهرست مندرجات
      یک فهرست از بخش‌های کتاب به ترتیب قرارگرفتن در کتاب به‌همراه شماره صفحه مربوطه است.)
    7. فهرست تصاویر
    8. سپاسگزاری
    9. پیشگفتار
    10. مقدمه
  5. متن کتاب
  6. صفحات انتهایی کتاب
    1. پسگفتار
    2. پیوست / ضمیمه
    3. واژه‌نامه
    4. کتابنامه

4- در باره صفحه آرایی داخل کتاب 

برای طراحی و صفحه آرای کتاب نیز لازم است یک گرید اختصاصی برای کتاب خود طراحی کنید که از یک یونی فرم ثابت برای دو صفحه مقابل برخوردار باشدو نوع قرار گرفتن تیتر های هر فصل نیز پیش بینی گردد . 

عنوان کتاب :

 وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع)

 نامه ی ۳۱ نهج البلاغه

 برای اینکه شما تمام متن  وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع) را یک جا داشته باشید . بصورت کامل در اینجا درج میگردد .

 حهت یاد آوری:  قرار بر این است که  جلد و صفحات داخل این کتاب تنها با استفاده از  حروف  ( تایپو گرافی )و نقوش  طراحی و صفحه آرایی گردد  نکته دیگر هر یک از  بخشهای این کتاب در دو صفحه   قرار  داده شود  از صفحه فرد شروع و در صفحه زوج پایان می یابد  .بدین شکل در مجموع این کتاب با دارا بودن ١٧ بخش  حد اقل  ٣۴ صفحه مطلب  بعلاوه صفحات پیش از متن خواهد بود

1- انسان و حوادث روزگار

  از پدرى فانى، اعتراف دارنده به گذشت زمان، زندگى را پشت سر نهاده، که در سپرى شدن دنیا چاره اى ندارد. مسکن گزیده در جایگاه گذشتگان، و کوچ کننده فردا، به فرزندى آزمند چیزى که به دست نمى آید، رونده راهى که به نیستى ختم مى شود، در دنیا هدف بیماریها، در گرو روزگار، و در تیررس مصائب، گرفتار دنیا، سوداکننده دنیاى فریبکار، وام دار نابودیها، اسیر مرگ، هم سوگند رنجها، همنشین اندوهها، آماج بلاها، به خاک درافتاده خواهشها و جانشین گذشتگان است.

 پس از ستایش پروردگار، همانا گذشت عمر، و چیرگى روزگار، و روى آوردن آخرت، مرا از یاد غیر خودم باز داشته و تمام توجه مرا به آخرت کشانده است، که به خویشتن فکر مى کنم و از غیر خودم روى گردان شدم، که نظرم را از دیگران گرفت، و از پیروى خواهشها باز گرداند، و حقیقت کار مرا نمایاند، و مرا به راهى کشاند که شوخى بردار نیست، و به حقیقتى رساند که دروغى در آن راه ندارد. و تو را دیدم که پاره تن من، بلکه همه جان منى، آنگونه که اگر آسیبى به تو رسد به من رسیده است، و اگر مرگ به سراغ تو آید، زندگى مرا گرفته است، پس کار تو را کار خود شمردم، و نامه اى براى تو نوشتم، تا تو را در سختى هاى زندگى رهنمون باشد، من زنده باشم یا نباشم.

 2- مراحل خودسازى

 پسرم! همانا تو را به ترس از خدا سفارش مى کنم که پیوسته در فرمان او باشى، و دلت را با یاد خدا زنده کنى، و به ریسمان او چنگ زنى، چه وسیله اى مطمئن تر از رابطه تو با خداست اگر سررشته آن را در دست گیرى.

 دلت را با اندرز نیکو زنده کن، هواى نفس را با بى اعتنایى به حرام بمیران، جان را با یقین نیرومند کن، و با نور حکمت روشنایى بخش، و با یاد مرگ آرام کن، به نابودى از او اعتراف گیر، و با بررسى تحولات ناگوار دنیا به او آگاهى بخش، و از دگرگونى روزگار، و زشتیهاى گردش شب و روز او را بترسان، تاریخ گذشتگان را بر او بنما، و آنچه که بر سر پیشینیان آمده است به یادش آور، در دیار و آثار ویران رفتگان گردش کن، و بیاندیش که آنها چه کرده اند؟ از کجا کوچ کرده، و در کجا فرود آمدند؟

 از جمع دوستان جداشده و به دیار غربت سفر کردند، گویا زمانى نمى گذرد که تو هم یکى از آنانى! پس جایگاه آینده را آباد کن، آخرت را به دنیا مفروش، و آنچه نمى دانى مگو، و آنچه بر تو لازم نیست بر زبان نیاور، و در جاده اى که از گمراهى آن مى ترسى قدم مگذار. زیر خوددارى به هنگام سرگردانى و گمراهى، بهتر از سقوط در تباهى هاست.

  3- اخلاق اجتماعى

به نیکى ها امر کن و خود نیکوکار باش، و با دست و زبان بدیها را انکار کن، و بکوش تا از بدکاران دور باشى، و در راه خدا آنگونه که شایسته است تلاش کن، و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد، براى حق د رمشکلات و سختى ها شنا کن، شناخت خود را در دین به کمال رسان، خود را براى استقامت برابر مشکلات عادت ده، که شکیبایى در راه حق عادتى پسندیده است، در تمام کارها خود را به خدا واگذار، که به پناهگاه مطمئن و نیرومندى رسیده اى، در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان، که بخشش و محروم کردن به دست اوست، و فراوان از خدا درخواست خیر و نیکى داشته باش. وصیت مرا به درستى دریاب، و به سادگى از آن نگذر، زیرا بهترین سخن آن است که سودمند باشد، بدان علمى که سودمند نباشد فایده اى نخواهد داشت، و دانشى که سزاوار یادگیرى نیست سودى ندارد.

 4- شتاب در تربیت فرزند

 پسرم! هنگامى که دیدم سالیانى از من گذشت، و توانایى رو به کاستى رفت، به نوشتن وصیت براى تو شتاب کردم، و ارزشهاى اخلاقى را براى تو برشمردم، پیش از آنکه اجل فرا رسد، و رازهاى درونم را به تو منتقل نکرده باشم، و در نظرم کاهشى پدید آید چنانکه در جسمم پدید آمد، و پیش از آن که خواهشها و دگرگونى هاى دنیا به تو هجوم آورند، و پذیرش و اطاعت مشکل گردد، زیرا قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود. پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آنکه دل تو سخت شود، و عقل تو به چیز دیگرى مشغول گردد، تا به استقبال کارهایى بروى که صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را کشیده اند، و تو را از تلاش و یافتن بى نیاز ساخته اند، و آنچه از تجربیات آنها نصیب ما شد، به تو هم رسیده، و برخى از تجربیاتى که بر ما پنهان مانده بود براى شما روشن گردد.

 پسرم! درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده ام، اما در کردار آنها نظر افکندم، و در اخبارشان اندیشیدم، و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویا یکى از آنان شده ام، بلکه با مطالعه تاریخ آنان، گویا از اول تا پایان عمرشان با آنان بوده ام. پس قسمتهاى روشن و شیرین زندگى آنان را از دوران تیرگى شناختم، و زندگانى سودمند آنان را با دوران زیانبارش شناسایى کردم، پس از هر چیزى مهم و ارزشمند آنرا، و از هر حادثه اى، زیبا و شیرین آنرا براى تو برگزیدم و ناشناخته هاى آنان را دور کردم، پس آنگونه که پدرى مهربان نیکى ها را براى فرزندش مى پسندد، من نیز بر آن شدم تو را با خوبیها تربیت کنم، زیرا در آغاز زندگى قرار دارى، تازه به روزگار روى آوردى، نیتى سالم و روحى باصفا دارى.

 5- روش تربیت فرزند

 پس در آغاز تربیت، تصمیم گرفتم تا کتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات، به تو بیاموزم، و شریعت اسلام و احکام آن از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم و به چیز دیگرى نپردازم، اما از آن ترسیدم که مبادا راى و هوایى که مردم را دچار اختلاف کرد، و کار را بر آنان شبهه ناک ساخت، به تو نیز هجوم آورد، گرچه آگاه کردن تو را نسبت به این امو ر خوش نداشتم، اما آگاه شدن و استوار ماندنت را ترجیح دادم، تا تسلیم هلاکتهاى اجتماعى نگردى، و امیدوارم خداوند تو را در رستگارى پیروز گرداند، و به راه راست هدایت فرماید، بنابراین وصیت خود را اینگونه تنظیم کردم، پسرم! بدان آنچه بیشتر دوست دارم از وصیت من بکارگیرى، ترس از خدا، و انجام واجبات، و پیمودن راهى که پدرانت و صالحان خاندانت پیموده اند، مى باشد. زیرا آنان آنگونه که تو در امور خویشتن نظر مى کنى در امور خویش نظر داشتند و همانگونه که تو درباره خویشتن مى اندیشى، نسبت به خودشان مى اندیشیدند، و تلاش آنان دراین بود که آنچه را شناختند، انتخاب کنند، و بر آن چه تکلیف ندارند روى گردانند، و اگر نفس تو از پذیرفتن سر باز زند و خواهد چنانکه آنان دانستند بداند، پس تلاش کن تا درخواستهاى تو از روى درک و آگاهى باشد، نه آنکه به شبهات روى آورى و از دشمنى ها کمک گیرى. و قبل از پیمودن راه پاکان، از خداوند یارى بجوى، و در راه او با اشتیاق عمل کن تا پیروز شوى. و از هر کارى که تو را به شک و تردید اندازد، یا تسلیم گمراهى کند بپرهیز. و چون یقین کردى دلت روشن و فروتن شد، و اندیشه ات گرد آمد و کامل شد، و اراده ات به یک چیز متمرکز شد، پس اندیشه کن در آنچه که براى تو تفسیر مى کنم، اگر در این راه آنچه را دوست مى دارى فراهم نشد، و آسودگى فکر و اندیشه ندارى، بدان که راهى را که ایمن نیستى مى پیمایى، و در تاریکى ره مى سپارى، زیرا طا لب دین نه اشتباه مى کند، و نه در تردید و سرگردانى است، که در چنین حالتى خوددارى بهتر است.

   6- ضرورت توجه به معنویات

  پسرم! در وصیت من درست بیاندیش، بدان که در اختیاردارنده مرگ همان است که زندگى در دست او، و پدیدآورنده موجودات است، همو مى میراند، و نابودکننده همان است که دوباره زنده مى کند، و آنکه بیمار مى کند شفا نیز مى دهد، بدان که دنیا جاودانه نیست، و آنگونه که خدا خواسته است برقرار است، از عطا کردن نعمتها، و انواع آزمایشها، و پاداش دادن در معاد، و یا آنچه را که او خواسته است و تو نمى دانى. اگر درباره جهان، و تحولات روزگار مشکلى براى تو پدید آمد آن را به عدم آگاهى ارتباط ده، زیرا تو ابتدا با ناآگاهى متولد شدى و سپس علوم را فرا گرفتى، و چه بسیار است آنچه را که نمى دانى و خدا مى داند، که اندیشه ات سرگردان، و بینش تو در آن راه ندارد، سپس آنها را مى شناسى. پس به قدرتى پناه بر که تو را آفریده، روزى داده، و اعتدال در اندام تو آورده است، بندگى تو فقط براى او باشد، و تنها اشتیاق او را داشته باش، و تنها از او بترس.

بدان پسرم! هیچ کس چون رسول خدا (ص) از خدا آگاهى نداده است، رهبرى او را پذیرا باش، و براى رستگارى، راهنمایى او را بپذیر، همانا من از هیچ اندرزى براى تو کوتاهى نکردم، و تو هر قدر کوشش کنى، و به اصلاح خویش بیاندیشى، همانند پدرت نمى توانى باشى.

 پسرم! اگر خدا شریکى داشت، پیامبران او نیز به سوى تو مى آمدند، و آثار قدرتش را مى دیدى، و کردار و صفاتش را مى شناختى، اما خدا، خدایى است یگانه، همانگونه که خود توصیف کرد، هیچ کس در مملکت دارى او نزاعى ندارد، نابودشدنى نیست، و همواره بوده است، اول هر چیزى است که آغاز ندارد و آخر هر چیزى که پایان نخواهد داشت، برتر از آن است که قدرت پرورگارى او را فکر و اندیشه درک کند. حال که این حقیقت را دریافتى، در عمل بکوش آن چنانکه همانند تو سزاوار است بکوشند، که منزلت آن اندک، و تواناییش فعیف، و ناتوانیش بسیار، و اطاعت خدا را مشتاق، و از عذابش ترسان، و از خشم او گریزان است، زیرا خدا تو را جز به نیکوکارى فرمان نداده، و جز از زشتى ها نهى نفرموده است.

  7- ضرورت آخرت گرایى

  اى پسرم! من تو را از دنیا و تحولات گوناگونش، و نابودى و دست به دست گردیدنش آگاه کردم، و از آخرت و آنچه براى انسانها در آنجا فراهم است اطلاع دادم، و براى هر دو مثالها زدم، تا پند پذیرى، و راه و رسم زندگى بیاموزى، همانا داستان آن کس که دنیا را آزمود، چونان مسافرانى است که در سرمنزلى بى آب و علف و دشوار اقامت دارند. و قصد کوچ کردن به سرزمینى را دارند که در آنجا آسایش و رفاه فراهم است پس مشکلات راه را تحمل مى کنند، و جدایى دوستان را مى پذیرند، و سختى سفر، و ناگوارى غذا را با جان و دل قبول مى کنند، تا به جایگاه وسیع، و منزلگاه امن، با آرامش قدم بگذارند، و از تمام سختى هاى طول سفر احساس ناراحتى ندارند، و هزینه هاى مصرف شده را غرامت نمى شمارند، و هیچ چیز براى آنان دوست داشتنى نیست جز آنکه به منزل امن، و محل آرامش برسند. اما داستان دنیاپرستان همانند گروهى است که از جایگاهى پر از نعمتها مى خواهند به سرزمین خشک و بى آب و علف کوچ نمایند، پس در نظر آنان چیزى ناراحت کننده تر از این نیست که از جایگاه خود جدا مى شوند، و ناراحتیها را باید تحمل کنند.

  8- معیارهاى روابط اجتماعى

   اى پسرم! نفس خود را میزان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه را که براى خود دوست دارى براى دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که براى خود نمى پسندى، براى دیگران مپسند، ستم روا مدار، آنگونه که دوست ندارى به تو ستم شود، نیکوکار باش، آنگونه که دوست دارى به تو نیکى کنند، و آن چه را که براى دیگران زشت مى دارى براى خود نیز زشت بشمار، و چیزى را براى مردم رضایت بده که براى خود مى پسندى، آنچه نمى دانى نگو، گرچه آنچه را مى دانى اندک است، آنچه را دوست ندارى به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو، بدان که خود بزرگ بینى و غرور، مخالف راستى، و آفت عقل است، نهایت کوشش را در زندگى داشته باش، و در فکر ذخیره سازى براى دیگران مباش، آنگاه که به راه راست هدایت شدى، در برابر پروردگارت از هر فروتنى خاضع تر باش.

  9- تلاش در جمع آورى زاد و توشه

   بدان راهى پرمشقت و بس طولانى در پیش روى دارى، و در این راه بدون کوشش بایسته، و تلاش فراوان، و اندازه گیرى زاد و توشه، و سبک کردن بار گناه، موفق نخواهى بود، بیش از تحمل خود بار مسوولیتها بر دوش منه، که سنگینى آن براى تو عذاب آور است، اگر مستمندى را دیدى که توشه ات را تا قیامت مى برد، و فردا که به آن نیاز دارى به تو باز مى گرداند، کمک او را غنیمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالى دارى بیشتر انفاق کن، و همراه او بفرست، زیرا ممکن است روزى در رستاخیز در جستجوى چنین فردى باشى و او را نیابى. به هنگام بى نیازى، اگر کسى از تو وام خواهد، غنیمت بشمار، تا در روز سختى و تنگدستى به تو باز گرداند، بدان که در پیش روى تو، گردنه هاى صعب العبورى وجود دارد، که حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین باران است، و آنکه کند رود حالش بدتر از شتاب گیرنده مى باشد، و سرانجام حرکت، بهشت و یا دوزخ خواهد بود، پس براى خویش قبل از رسیدن به آخرت وسائلى مهیا ساز، و جایگاه خود را پیش از آمدنت آماده کن، زیرا پس از مرگ، عذرى پذیرفته نمى شود، و راه بازگشتى وجود ندارد.

  10- نشانه هاى رحمت الهى

  بدان، خدایى که گنجهاى آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را بعهده گرفته است، تو را فرمان داده که از او بخواهى تا عطا کند، درخواست رحمت کنى تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه اى پناه ببرى، و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایى سزاوار توست، رسوا نساخته، و براى بازگشت بخویش شرائط سنگینى مطرح نفرموده است، در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش ناامیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکى شمرده است. هر گناه تو را یکى، و هر نیکى تو را ده بحساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است، هرگاه او را بخوانى، ندایت را مى شنود، و چون با او راز دل گویى راز تو را مى داند، پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غمهاى تو را برطرف، و در مشکلات تو را یارى رساند.

 11- شرائط اجابت دعا

 و از گنجینه هاى رحمت او چیزهایى را درخواست کن که جز او کسى نمى تواند عطا کند، مانند عمر بیشتر، تندرستى بدن، و گشایش در روزى، سپس خداوند کلیدهاى گنجینه هاى خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن فرمود، پس هرگاه اراده کردى مى توانى با دعا، درهاى نعمت خدا را بگشایى، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد. هرگز از تاخیر اجابت دعا ناامید مباش، زیرا بخشش الهى باندازه نیت است، گاه، در اجابت دعا تاخیر مى شود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزاى آرزومند کامل تر شود، گاهى درخواست مى کنى اما پاسخ داده نمى شود، زیرا بهتر از آنچه خواستى به زودى یا در وقت مشخص، به تو خواهد بخشید، یا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستى، دعا به اجابت نمى رسد، زیرا چه بسا خواسته هایى دارى که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود، پس خواسته هاى تو بگونه اى باشد که جمال و زیبایى تو را تامین، و رنج و سختى را از تو دور کند، پس نه مال دنیا براى تو پایدار، و نه تو براى مال دنیا باقى خواهى ماند.

  12- ضرورت یاد مرگ

  پسرم، بدان تو براى آخرت آفریده شدى نه دنیا، براى رفتن از دنیا، نه پایدار ماندن در آن، براى مرگ، نه زندگى جاودانه در دنیا، که هر لحظه ممکن است از دنیا کوچ کنى، و به آخرت درآیى. و تو شکار مرگى هستى که فرارکننده آن نجاتى ندارد، و هر که را بجوید به آن مى رسد، و سرانجام او را مى گیرد، پس از مرگ بترس، نکند زمانى سراغ تو را گیرد که در حال گناه یا در انتظار توبه کردن باشى، مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد، پس آنگاه خود را تباه کردى.

پسرم! فراوان بیاد مرگ باش، و به یاد آنچه که به سوى آن مى روى، و پس از مرگ در آن قرار مى گیرى، تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باش، نیروى خود را افزون، و کمر همت را بسته نگهدار که ناگهان نیاید و تو را مغلوب سازد، مبادا دلبستگى فراوان دنیاپرستان، و تهاجم حریصانه آنان به دنیا، تو را مغرور کند، چرا که خداوند تو را از حالات دنیا آگاه کرده، و دنیا نیز از وضع خود تو را خبر داده و از زشتى هاى روزگار پرده برداشته است.

 13-  شناخت دنیاپرستان

  همانا دنیاپرستان! چونان سگهاى درنده، عوعوکنان، براى دریدن صید درشتابند، برخى به برخى دیگر هجوم آورند و نیرومندشان، ناتوان را مى خورد، بزرگترها کوچکترها را. و یا چونان شترانى هستند که برخى از آنها پاى بسته، و برخى دیگر در بیابان رهاشده، که راه گم کرده و در جاده هاى نامعلومى در حرکتند، در وادى پر از آفتها، و در شنزارى که حرکت با کندى صورت مى گیرد گرفتارند، نه چوپانى دارند که بکارشان برسد، و نه چراننده اى که به چراگاهشان ببرد، دنیا آنها را به کورى کشاند، و دیدگانشان را از چراغ هدایت بپوشاند، در بیراهه سرگردان، و در نعمتها غرق شده اند، که نعمتها را پروردگار خود برگزیدند ، هم دنیا آنها را به بازى گرفته، و هم آنها با دنیا به بازى پرداخته اند، و آخرت را فراموش کرده اند، اندکى مهلت ده، بزودى تاریکى برطرف مى شود، گویا مسافران به منزل رسیده اند، و آن کس که شتاب کند به کاروان خواهد رسید.

 پسرم! بدان. آن کس که مرکبش شب و روز آماده است همواره در حرکت خواهد بود، هر چند خود را ساکن پندارد، و همواره راه مى پیماید هرچند در جاى خود ایستاده و راحت باشد.

 14- ضررو رت راقع نگری در زندگی (ارزش های گوناگون اخلاقی)

 به یقین بدان که تو به همه آرزوهاى خود نخواهى رسید، و تا زمان مرگ بیشتر زندگى نخواهى کرد، و بر راه کسى مى روى که پیش از تو مى رفت، پس در به دست آوردن دنیا آرام باش، و در مصرف آنچه به دست آوردى نیکو عمل کن، زیرا چه بسا تلاش بى اندازه براى دنیا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد. پس هر تلاشگرى به روزى دلخواه نخواهد رسید، و هر مداراکننده اى محروم نخواهد شد، نفس خود را از هرگونه پستى بازدار، هر چند تو را به اهدافت رساند، زیرا نمى توانى باندازه آبرویى که از دست مى دهى بهایى به دست آورى، برده دیگرى مباش، که خدا تو را آزاد آفرید، آن نیک که جز با شر به دست نیاید نیکى نیست، و آن راحتى که با سختى هاى فراوان به دست آید، آسایش نخواهد بود. بپرهیز از آنکه مرکب طمع ورزى تو را به سوى هلاکت به پیش راند، و اگر توانستى که بین تو و خدا صاحب نعمتى قرار نگیرد، چنین باش، زیرا تو، روزى خود را دریافت مى کنى، و سهم خود برمى دارى، و مقدار اندکى که از طرف خداى سبحان به دست مى آورى، بزرگ و گرامى تر از فراوانى است که از دست بندگان دریافت مى دارى، گرچه همه از طرف خداست.

آنچه با سکوت از دست مى دهى آسان تر از آن است که با سخن از دست برود، چرا که نگهدارى آنچه در مشک است با محکم بستن دهانه آن امکان پذیر است، و نگهدارى آنچه که در دست دارى، پیش من بهتر است از آنکه چیزى از دیگرى بخواهى و تلخى ناامیدى بهتر است از درخواست کردن از مردم است، شغل همراه با پاکدامنى، بهتر از ثروت فراوانى است که با گناهان به دست آید، مرد براى پنهان نگاه داشتن اسرار خویش سزاوارتر است، چه بسا تلاش کننده اى که به زیان خود مى کوشد، هر کس پرحرفى کند یاوه مى گوید، و آن کس که بیاندیشد آگاهى یابد، با نیکان نزدیک شو و از آنان باش، و با بدان دور شو و از آنان دورى کن، بدترین غذاها، لقمه حرام، و بدترین ستم ها، ستمکارى به ناتوان است، جایى که مدرا کردن درشتى به حساب آید به جاى مدارا درشتى کن، چه بسا که دارو بر درد افزاید، و بیمارى، درمان باشد، و چه بسا آن کس که اهل اندرز نیست، اندرز دهد، و نصیحت کننده دغل کار باشد، هرگز بر آرزوها تکیه نکن که سرمایه احمقان است، و حفظ عقل، پند گرفتن از تجربه هاست، و بهترین تجربه آنکه تو را پند آموزد، پیش از آنکه فرصت از دست برود، و اندوه ببار آورد، از فرصتها استفاده کن، هر ت لاشگرى به خواسته هاى خود نرسد، و هر پنهان شده اى باز نمى گردد، از نمونه هاى تباهى، نابود کردن زاد و توشه آخرت است، هر کارى پایانى دارد، و به زودى آنچه براى تو مقدر گردیده خواهد رسید، هر بازرگانى خویش را به مخاطره افکند.

 چه بسا اندکى که از فراوانى بهتر است، نه در یارى دادن انسان پست، و نه دوستى با دوست متهم، خیرى وجود دارد، حال که روزگار در اختیار تو است آسان گیر، و براى آنکه بیشتر به دست آورى خطر نکن، از سوار شدن بر مرکب ستیزه جویى بپرهیز.

 15-  حقوق دوستان

 چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستى را برقرار کن، اگر روى برگرداند تو مهربانى کن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامى که دورى مى گزیند تو نزدیک شو، و چون سخت مى گیرد تو آسان گیر، و به هنگام گناهش عذر او بپذیر، چنانکه گویا بنده او مى باشى، و او صاحب نعمت تو مى باشد. مبادا دستورات یادشده را با غیر دوستانت انجام دهى، یا با انسانهایى که سزاوار آن نیستند بجا آورى، دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوست دشمنى نکنى، در پند دادن دوست بکوش، خوب باشد یا بد، و خشم را فرو خور که من جرعه اى شیرین تر از آن ننوشیدم، و پایانى گواراتر از آن ندیدم. با آن کس که با تو درشتى کرد. نرم باش که امید است به زودى در برابر تو نرم شود، با دشمن خود با بخشش رفتار کن، زیرا سرانجام شیرین دو پیروزى است (انتقام گرفتن یا بخشیدن) اگر خواستى از برادرت جدا شوى، جایى براى دوستى باقى گذار تا اگر روزى خواست به سوى تو باز گردد بتواند، کسى به تو گمان نیک برد او را تصدیق کن، و هرگز حق برادرت را با اعتماد دوستى که با او دارى ضایع نکن، زیرا آن کس که حقش را ضایع مى کنى با تو برادر نخواهد بود، و افراد خانواده ات بدبخت ترین مردم نسبت به تو نباشند، و به کسى که به تو علاقه اى ندارد دل مبند، مبادا برادرت براى قطع پیوند دوستى، دلیلى محکم تر از برقرارى پیوند با تو داشته باشد، و یا در بدى کردن، بهانه اى قوى تر از نیکى کردن تو بیاورد، ستمکارى کسى که بر تو ستم مى کند در دیده ات بزرگ جلوه نکند، چه او به زیان خود، و سود تو کوشش دارد، و سزاى آن کس که تو را شاد مى کند بدى کردن نیست.

 16- ارزشهاى اخلاقى

 پسرم بدان که روزى دو قسم است، یکى آنکه تو آن را مى جویى، و دیگر آنکه او تو را مى جوید، و اگر تو به سوى آن نروى، خود به تو خواهد رسید، چه زشت است فروتنى به هنگام نیاز، و ستمکارى به هنگام بى نیازى، همانا سهم تو از دنیا آن اندازه خواهد بود که با آن سراى آخرت را اصلاح کنى، اگر براى چیزى که از دست دادى ناراحت مى شوى، پس براى هر چیزى که به دست تو نرسیده نیز نگران باش. با آنچه در گذشته دیده یا شنیده اى، براى آنچه که هنوز نیامده، استدلال کن، زیرا تحولات و امور زندگى همانند یکدیگرند، از کسانى مباش که اندرز سودشان ندهد، مگر با آزردن فراوان، زیرا عاقل با اندرز و آداب پند گیرد، و حیوانات پند نگیرند جز با زدن. غم و اندوه را با نیروى صبر و نیکویى یقین از خود دور ساز، کسى که میانه روى را ترک کند از راه حق منحرف مى گردد، یار و همنشین، چونان خویشاوندانند، دوست آن است که در نهان آیین دوستى را رعایت کند، هواپرستى همانند کورى است، چه بسا دور که از نزدیک نزدیکتر، و چه بسا نزدیک که از دور دورتر است، تنها، کسى است که دوستى ندارد، کسى که از حق تجاوز کند، زندگى بر او تنگ مى گردد، هرکس قدر و منزلت خویش را بداند حرمتش باقى است، استوارترین وسیله اى که مى توانى به آن چنگ زنى، رشته اى که بین تو و خداى تو قرار دارد، کسى که به کار تو اهتمام نمى ورزد دشمن توست. گاهى ناامیدى رسیدن به هدف است، آنجا که طمع ورزى هلاکت باشد، چنان نیست که هر عیبى آشکار، و هر فرصتى دست یافتنى باشد، چه بسا که بینا به خطا مى رود و کور به مقصد رسد، بدیها را به تاخیر اندازد زیرا هر وقت بخواهى مى توانى انجام دهى، بریدن با جاهل، پیوستن به عاقل است، کسى که از روزگار ایمن اشد به او خیانت خواهد کرد و کسى که روزگار فانى را بزرگ بشمارد، او را خوار خواهد کرد، چنین نیست که هر تیراندازى به هدف بزند، هر گاه اندیشه سلطان تغییر کند، زمانه دگرگون شود، پیش از حرکت از همسفر بپرس، و پیش از خریدن منزل همسایه را بشناس.

 از سخنانى بى ارزشى و خنده آور بپرهیز، گرچه آن را از دیگرى نقل کرده باشى.

17-  جایگاه زن و فرهنگ پرهیز

  در امور سیاسى کشور از مشورت با زنان بپرهیز، که راى آنان زود سست مى شود، و تصمیم آنان ناپایدار است، در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیرى در پوشش، عامل سلامت و استوارى آنان است، بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آورى، و اگر بتوانى بگونه اى زندگى کنى که غیر تو را نشناسند چنین کن، کارى که برتر از توانایى زن است به او وامگذار، که زن گل بهارى است، نه پهلوانى سخت کوش، مبادا در گرامى داشتن زن زیاده روى کنى که او را به طمع ورزى کشانده براى دیگران شفاعت نماید. بپرهیز از غیرت نشان دادن بیجا که درستکار را به بیماردلى، و پاکدامن را به بدگمانى رساند، کار هر کدام از خدمتکارانت را معین کن. که او را در برابر آن کار مسئول بدانى، که تقسیم درست کار سبب مى شود کارها را به یکدیگر وانگذارند، و در خدمت سستى نکنند. خویشاوندانت را گرامى دار، زیرا آنها پر و بال تو مى باشند، که با آن پرواز مى کنى، و ریشه تواند که به آنها باز مى گردى، و دست نیرومند تواند که با آن حمله مى کنى. دین و دنیاى تو را بخدا مى سپارم، و بهترین خواسته الهى را در آینده و هم اکنون، در دنیا و آخرت، براى تو مى خواهم، با درود.

  هر یک از دانشجویان

پس از مطالعه کامل این متن یک جمله از متن وصیت نامه حضرت علی (ع)  را که بیشتر با آن ارتباط برقرار کرده در قسمت یاد داشت بنویسد به شکل غیر خصوصی تا همه بتوانند بخوانند درج این انتخاب نشانه حضور وبلاگی شما و انتخاب جمله ای از متن وسیت نامه نشان دقت و هوشمندی شما خواهد بود . کسانیکه برای مطالب قبل سوآل طراحی کرده بودند قرار بر این بود ضمن درج پاسخ آدرس پاسخ را هم ذکر کنند برخی از دانشجویان جواب را ذکر نکرده اند و تنها آدرس ج.اب سوآل را نوشته که لازم است اصلاح نمایند .

از متن در باره صفحه آرایی کتاب بیشتر بدانید  هر دانشجو یک سوآل همراه با پاسخ به شکل خصوصی ارائه نماید. 

چنانچه طراحی شما به مرحله ای ارسید که لازم بود من  ببینم آن را برای این ادرس میل کنید و  اطلاع دهید .

 

azizagha@gmail.com

 

موفق باشید

 در باره صفحه آرایی کتاب بیشتر بدانید  

پایه کار یا گرید :

« پایه کار » یا « گرید » عبارت است از قانونمند کردن و تعیین عواملی مانند طول سطرها و فاصله آنها از یکدیگر ؛ فاصله بخشی از صفحه که واژگان در آن قرار گرفته اند از لبه های کاغذ ؛ فاصله ستون های حروف از هم و مواردی از این قبیل در یک کتاب یا اثر چاپی. در صفحه آرایی با رایانه ، گرید به مفهوم « تعریف کردن این موارد به صورتی ثابت و مشخص برای رایانه است و در صفحه آرایی کتاب به روش سنتی معروف به « چسب و قیچی » به صفحه ای خط کشی شده بر مبنای فاصله و طول سطرها نیاز داریم که علاوه بر واژه های « گرید » یا « پایه کار » ، اصطلاح « صفحه ماکت » هم برای آن به کار برده است.

 خطوط در صفحه ماکت با رنگ آبی چاپ می شود که در فیلم خطی ، این رنگ اثری ندارد و در نتیجه ، وقتی حروف سیاه رنگ بر روی این صفحات چسبانده شوند ، در عکاسی چاپ فقط سیاهی ها روی فیلم منعکس می گردند و خطوط آبی اثری بر جای نمی گذارند. اگر کلمه یا نقشی باید در تمام صفحات کتاب تکرار گردد ، بهتر است که در پایه کار با رنگ مشکی چاپ شود ؛ یعنی پایه کار را دو رنگ چاپ کنیم : آبی برای تمام خطوطی که نیازی به چاپ شدن آنها در کتاب نیست و فقط صفحه آرا در صفحه آرایی کمک می کنند و مشکی ، برای نقش یا  کلمه ای که قرار است در کل کتاب چاپ شود. در پایه کار کتاب ، غیر از خطوط افقی مربوط به کرسی سطرها و خطوط عمودی مشخص کننده ابتدا و انتهای سطرها ، باید هر خط و علامتی که می تواند در صفحه آرایی به صفحه آرا کمک   کند ، رسم گردد. مانندعلامتی که 3/1 بالای صفحه را مشخص می کند و برای تعیین شروع فصل ها کاربرد دارد ، خط چینی که سر سطرها را مشخص می کند ، یک خط تقارن که برای چسباندن تیترهای وسط در وسط به کار می آید ، علایمی که جای شماره صفحه را مشخص می کند و موارد دیگری از این قبیل.

بعضی از کتاب ها پایه کار شطرنجی دارند. یعنی به جای خطوط کرسی و خطوط عمودی مذکور ، سطح حروف را به صورت شطرنجی چاپ می کنند تا راهنمایی برای دقیق چسباندن سطوح  کاغذی نمونه دوم حروف چینی باشد. در این پایه کار ها ، بهتر است اندازه هر خانه شطرنجی به جای آن که بر حسب سیستم متریک باشد ، بر حسب سیسیرو رسم گردد ، یعنی اندازه هر خانه مربع ، 5/4 میلیمتر باشد.  پایه کار را معمولا با راپیدوگراف 1/0 یا 2/0 میلیمتر رسم می کنند و اگر هم آن را با رایانه رسم کنند ، ضخامت خطوط را در همین حدود در نظر می گیرند. پایه کار باید برای استفاده از عناصر بصری متفاوتی مانند حروف متن ، عنوانها ، تصاویر و ریز نقش ها مناسب باشد. از این رو ، یک الگوی پیش تعیین شده نیست بلکه در هر نوع کتاب حالتی ویژه دارد. پایه کار ، باعث ایجاد  تناسب بین طرح و مطالب ، تبدیل پراکندگی به تجمع ، ایجاد خلاقیت های منطقی و جلوگیری از اتلاف وقت می شود و امروزه در تمام مواردی که با سطر هایی از نوشتار سروکار داریم ، ضروری است. در پایه کار برای تفکیک عملکردهای مختلف ، می توان از انواع خط چین استفاده کرد و غیر از آن ، طراح می تواند برای سهولت صفحه آرایی ، هر علامتی را که صلاح بداند ، در پایه کار منظور نماید.

صفحه آرایی کتاب :

در بیشتر گرید های کتاب ، حاشیه سفید صفحات دقیقاً مشخص می کنند تا صفحه آرا به هنگام صفحه آرایی ، از شکل صفحه تصور درستی داشته باشد. حاشیه سفید اطراف صفحه ها را در اصطلاح « مارژین » می گویند که واژه ای انگلیسی است به معنی کناره و حاشیه. چهار فاصله اطرف صفحه ، یعنی فاصله سطح نوشته ها در هر صفحه تا عطف و بالا و پهلو و پایین هم اندازه نیستند و اندازه های استاندارد متداول به ترتیب به نسبت اعداد 2 ، 3 ، 4 ، 6 یا 1/5 ، 2 ، 3 ، 4 می باشد که از تناسب طلایی این نسبت ها حاصل شده است.

از ابتدای تولید کتاب به روش حروف چینی ، این تناسب طلایی در حاشیه صفحات کتابهای لاتین رعایت می شده است ولی در دهه های اخیر با تحولات هنری جهان و گسترش ارتباطات و پیدایش مکتبهای هنری سنت شکن مانند « دادئیسم » دیگر ، در صفحه آرایی الزام قطعی وجود ندارد که حتما تناسب طلایی رعایت شود. در صفحه آرایی کتاب برحسب روحیه موضوع کتاب و سلیقه صفحه آرا و ناشر حاشیه ها نسبت به حالت طلایی تغییر می یابند. بهتر است رعایت نکردن   تناسب طلایی در حاشیه ها براساس منطق کاربردی باشد. در هر حال ، بسیار به ندرت اتفاق می افتد که برای کوچک انتخاب کردن فاصله سطح حروف از لبه مخالف عطف ، از فاصله همین سطح تا عطف داشته باشیم و تقریبا همیشه ، فاصله سطح نوشته های کتاب تا عطف ، از سه حاشیه دیگر باید کمتر باشد زیرا این فاصله از میان ، چهار فاصله حاشیه های صفحه تنها فاصله ای است که در دو صفحه مقابل هم کنار خودش تکرار می شود و از جهت حسی نیز چون دو صفحه مقابل هم یک نمای بصری را به وجود می آورند ، بهتر است بین دو نیمه این نما ، حداقل فاصله ضروری وجود داشته باشد. صفحه آرایی کتاب دو مرحله مختلف دارد که یا هر دو مرحله را یک طراح انجام می دهد و یا طراح به مرحله اول می پردازد و شخص دیگری صفحات را برای لیتوگرافی آماده می شازد و اجرای  نهایی می نماید. مرحله اول طراحی کلی کتاب یعنی طرح گرید ، شامل شکل صفحه عنوان اصلی و صفحه حقوق ، طرح سرفصل ها و زیر مجموعه آنها ، چگونگی شروع مطلب پس از سرفصل و مواردی از این قبیل می شود که با فکر و اندیشه و خلاقیت همراه است. مرحله دوم ، جنبه    اجرای دقیق این تصمیمات را دارد و نیازمند حوصله و دقت است و ممکن است اندیشه و خلاقیت در آن ، کاربرد بسیار اندکی داشته باشد.

سرفصل ها :

 در مورد طراحی سرفصل های کتاب ، معیار ویژه ای نداریم به غیر از این که شکل سرفصل ها باید با شکل صفحات معمولی و موضوع آن ، هماهنگی و تناسب داشته باشد. مثلاً استفاده از نقش اسلیمی در سرفصل کتابی جایز است که موضوع آن به نوعی با فرهنگ اسلامی ارتباط دارد. شکل بعضی از طرح های اسلیمی ، جهت و حرکت مشخصی دارد و چشم را به جهت معینی هدایت می کند. مثلاً نوشته را در مقابل آن قرار می دهیم که چشم را به طرف نوشته عنوان فصل هدایت کند. در کتاب هایی که تعداد فصل ها نسبت به حجم کلی کتاب ، زیاد است ، سر فصل ممکن است هم در صفحه زوج و هم در صفحه فرد قرار گیرد و پس از انتهای هر فصل ، بلافاصله طرح سر فصل بیاید. در سرفصل ها هم ، بهتر است نوشته ها وارد سطح حاشیه هایی نشوند که در گرید مشخص  گردیده اند. ولی چنان که خط یا طرح و نقش حاشیه ها را قطع کند و تا برش صفحه ادامه یابد ، اشکال ندارد. در طراحی سرفصل ها ابداع خلاقیت و شخیصت بصری کتاب ، قاعدتاً متناسب با موضوع آن است ، عوامل مهمی هستند که باید در نظر گرفته شوند. طرح سرفصل کتاب غالباً  نیازی به نقش و نگار ندارد و نباید به سادگی کتاب صدمه بزند. اگر در کتابی ، یک برگ کامل را به سرفصل اختصاص دهیم ( روی صفحه طرح سرفصل باشد و پشت آن سفید ) ، در صفحه بعد که شروع مطلب فصل است ، باید حدود 3/1 بالای صفحه را خالی بگذاریم و سپس مطلب را شروع کنیم و در هیچ حالت نباید مطلب فصل ، کاملاً از بالای صفحه شروع شود. تذکر این نکته ضروری است که در صفحات عادی کتاب و نیز صفحاتی از کتاب که سراسر آن یک جدول و یا یک تصویر باشد ، شماره صفحه و کلمات سرصفحه باید گذاشته شود اما در صفحات سرفصل و نیز پشت آن که سفید است ، نباید شماره صفحه و واژگان مربوط به سرصفحه و چیزهایی از این قبیل را گذاشت.

سرصفحه ها :

 سرصفحه ها ، تنها واژگانی هستند که مجازند در حاشیه های صفحه قرار گیرند. معمولاً سرصفحه سمت راست ، که در صفحه زوج واقع می شود ، نام کتاب است و سر صفحه سمت چپ ، که در صفحه فرد قرار دارد ، نام فصل می باشد.به بیان کامل تر ، عنوانی که ثابت تر است در صفحه زوج و مطلبی که نسبت به این صفحه زودتر تغییر می کند در صفحه فرد قرار می گیرد.

نکته بسیار مهم این که در به کارگیری هر نقشی که قرار است در تمام صفحات کتاب تکرار شود ، این واقعیت را باید در نظر داشت که نقش مذبور ، از نظر بصری باید بسیار سبک باشد. یعنی یا بسیار ریز و با رنگی تیره و یا کمی درشت تر ولی با رنگی بسیار روشن و نزدیک به رنگ زمینه.استفاده از نقش ، حتی نوع ظریف و کوچک آن ، در کتابهای معدودی جایز است مانند کتاب های معرف اسلامی که ممکن است در بعضی آنها طراح از نقوش اسلیمی بسیار ظریفی برای تزیین صفحه استفاده کند. نکته مهم در صفحه آرایی کتاب ، یکپارچه بودن و هماهنگی کار و ثابت ماندن هر تصمیم و سلیقه ای در تمام کتاب است ؛ به طور مثال ، اگر شروع یک فصل با بالای صفحه 12 سطر فاصله دارد ، این امر ، در فصل های دیگر کتاب هم باید دقیقاً رعایت شود و یا ، اگر سر هر پاراگراف دو سیسیرو داخل می رود ، در سراسر کتاب همین گونه باشد.

صفحه آرایی کتابهای بدون تصویر :

در این کتاب ها ، مدیر تولید موسسه نشر یا طراح ، ضوابطی را برای تمام جنبه های بصری کتاب در نظر می گیرد که با استانداردهای تولید کتاب سازگار باشد و تمام صفحات کتاب با رعایت این ضوابط آماده گردد. این ضوابط تعداد سطرهای بالای سرفصل ها ، محل استقرار تیترها و میان تیترها و تیترهای فرعی تر و سرصفحات و شماره صفحات و چگونگی وضعیت سرفصلها و مواردی از این دست را مشخص می کند. در صفخه آرایی رایانه ای ، این ضوابط برای رایانه تعریف می شود و در صفحه آرایی سنتی معروف به « چسب و قیچی » از گرید چاپ شده به رنگ آبی استفاده می کنیم و یا گرید را روی طلق رسامی می نماییم و با استفاده از میز نور و قرار دادن صفحات کاغذ سفید بر روی آن ، عمل صفحه آرایی را انجام می دهیم. هنگام صفحه آرایی ، باید « خبر » یعنی متن دستنویس یا تایپ شده کتاب را کنار دست خود داشته باشیم و با توجه به نظم مطالب ، حروف چینی را در صفحه ماکت ( صفحه ای که گرید روی آن با رنگ آبی چاپ شده است ) بچسبانیم.

در مورد پانوشت صفحات کتاب ، موارد زیر را باید رعایت نمود :

-  پانوشت های فارسی و پانوشت های فارسی و لاتین ، همیشه از راست به چپ و با شماره های فارسی چاپ می شوند.

-  پانوشت های لاتین ، همیشه از چپ به راست و با شماره های لاتین حروف چینی و صفحه آرایی می گردند.

-  در پایان پانوشت های توضیحی و ارجاعی باید نقطه گذاشت. اما اگر در پانوشت فقط نام یا اصطلاح آورده شود ، در پایان آن نیازی به نقطه نیست.

-  اگر پانوشت ها کوتاه باشند و بخواهیم آنها را دنبال یکدیگر بیاوریم ، فاصله میان انتهای یک پانوشت و ابتدای پانوشت بعدی ، معمولاً دو سیسیرو یعنی 9 میلیمتر است. در هر حال ، این مقدار بهتر است ثابت باشد و در سراسر کتاب ثابت بماند.

-  در صورتی که در پایین صفحه برای تمام پانوشت یا پانوشت ها جا نباشد ، بقیه آخرین پانوشت پایین صفحه ، به صفحه بعد برده می شود. در این صورت ، باید از نشانه پیکان ظریف و کوچکی هم در پایان صفحه و در منتهی الیه سمت چپ ، زیر آخرین سطر و نیز در شروع پانوشت در صفحه بعد در بالای منتهی الیه سمت راست استفاده نمود.

در صفحه آرایی کتاب ، هرگاه مجبور شویم نمودار یا جدولی را در حالت خلاف جهت متن در صفحه قرار دهیم در کتاب های فارسی زبان محل استقرار شرح جدول یا نمودار را قرار می دهیم. همین مورد را در کتاب های زبان انگلیسی یا هر زبانی که از سمت چپ خوانده می شود نشان می دهد. شماره و عنوان جدول بهتر است در بالای آن قرار گیرد و توضیحات دیگر در زیر آن. در حروف چینی جداول باید در نظر داشت که حروف ترجیحاً باید مختصری از متن کوچکتر باشند ، مقدار این کوچک بودن ، برحسب تعداد واژه هایی که در هر خانه جدول قرار می گیرد ، متفاوت است. گاهی ممکن است مطالب یک جدول از ارتفاع یک صفحه کتاب تجاوز کند. در این صورت ، می توان دنباله جدول را در صفحه یا صفحه های بعد ادامه داد.

صفحه آرایی کتاب های مصور :

در کتاب های مصور ، علاوه بر طرح یک ساختار کلی برای صفحه آرایی کتاب و شکل صفحه عنوان ، صفحه حقوق ، سرفصل ها و . . . نیاز است که صفحه آرا شناخت کافی از مفهوم ترکیب هنری یا کمپوزسیون و به طور کلی مبانی هنرهای تجسمی داشته باشد تا بتواند در صفحه ، درباره عوامل بصری ، تصمیمات مقتضی مناسب و مطلوبی اتخاذ کند. گرید کتابهای مصور باید به صورت دو صفحه مقابل هم طراحی شود زیرا مجموعه دو صفحه مقابل هم میدان عمل صفحه آرا هستند و اگر صفحه را به بوم نقاشی تشبیه کنیم ، دو صفحه مقابل هم یک بوم را برای عرضه خلاقیت هنری می سازند. در کتابهای مصور ، گرید دو صفحه ای حتماً باید تعدادی خط عمودی داشته باشد که برای قرارگیری تصاویر به کار گرفته شوند. تعداد تقسیمات عمودی ، به وسیله طراح ، نوع و تعداد تصاویر بستگی دارد. در کتابهای علمی و درسی که معمولاً تصویر هم دارند ، تصمیم گیری در مورد جای تصاویر باید بسیار کاربردی و منطقی باشد و تصویر ، نهایت نزدیکی را با متن مربوط به آن داشته باشد. باید برای اندازه تصاویر و چگونگی استقرار آنها در متن ، تصمیمی ثابت گرفت.

یکی از انواع پایه کارهای کتاب که طراحی آن نیاز به تجربه و خلاقیت تجسمی دارد ، طراحی پایه کار آلبوم های عکس است. یک شیوه کلاسیک که برای این منظور می توان به ان اشاره نمود ، روش واحد بندی یا گرید « مدوله » می باشد. در این روش ، سطح موثر هر صفحه ، یعنی سطحی را که پس از کسر حاشیه ها باقی می ماند ، به چند واحد مربع یا مربع مستطیل تقسیم می کنیم. یکی از شیوه هایی که در کتابهای مصور می توانیم از آن برای تعیین کادر تصاویر استفاده کنیم ، رعایت نسبت ثابت طول به عرض در چند تصویر است که در مجاورت یا نزدیکی یکدیگر در صفحه واقع شده اند. این شیوه نوعی تعادل ایجاد می کند. در صفحه آرایی ، استفاده از مربع که یکی از سه شکل اصلی است راه مناسبی است که صفحه آرا بتواند به سهولت و سرعت به ترکیب بصری مناسبی برسد. یعنی کادر بعضی از تصاویر یا بعضی از ستونهای حروف ، می تواند مربع شکل باشد تا صفحه آرا برای رسیدن به ترکیب بصری مناسب یاری دهد. کادر تصاویری هم که طول و عرض آنها تفاوت مختصری دارد. در صفحه آرایی کتابهای درسی مصور ، « عملکرد » نقش بسیار مهمی بر عهده دارد و عوامل مرتبط با آن ، مانند گروه سنی خواننده کتاب و معلومات و توانایی های او و نیز ، جنبه های فرهنگی و روان شناسانه مخاطب کتاب باید کاملاً در نظر گرفته شود. صفحه آرایی این گونه کتابها بسیار مهم است و نقش حساسی در امر آموزش دارد. تصمیم گیری در مورد ایده کلی و خطوط مولفان کتاب ، متخصص یا متخصصان روان شناسی کودک و نوجوان و یک یا چند طرح مجرب و یک یا چند آموزگار با سابقه و مجرب انجام شود.

 

جهت تصویر یا زاویه دید :

در کتا بهای مصور ، برای معین کردن جای مناسب تصاویر ، باید جهت عکس ها را هم در نظر گرفت. مفهوم جهت عکس یا « زاویه دید در عکس » به شرح زیر است :  دایره یکی از سـه شکل اصـلی است که جهت مشخصی نـدارد و سمـت و سـوی خاصی را القا  نمی کند. اما اگر یک دایره بسیار کوچک را در نزدیکی دایره بزرگنمایی تماشا کنیم ، حرکت چشم از دایره بزرگ به طرف دایره کوچک خواهد بود ؛ یعنی ناظر ، ابتدا دایره بزرگ را می بیند و سپس ، نگاهش به طرف دایره کوچک می رود. اگر خطوط ذهنی به وجود آمده را رسم کنیم ، شکل نهایی مانند یک فلش عمل می کند و جهت مشخصی ( از دایره بزرگ به طرف دایره کوچک ) دارد. منظور از « زاویه دید » یا « جهت عکس » همین حرکت و جهت است که مشخص می کند وقتی چشم شیء خاص یا تصویر آن را مشاهده می کند ، نخست منعطف به کدام قسمت می شود و سپس ، در چه جهتی حرکت می نماید.

وقتی به چهره انسان یا صورت حیوانی از روبرو نگاه کنیم از لحاظ جهت عکس ، خنثی است و جهت خاصی ندارد. تصویر یک اتومبیل یا گاری یا قطار از روبرو خنثی است. همان گونه که بعضی از اشکال هندسی مانند دایره هم خنثی هستند و جهت مشخصی را القا نمی کنند. در صفحه آرایی از این زاویه دید یا جهت نگاه تصویر ، فراوان استفاده می کنیم. بر روی جلد کتابها ، جهت نگاه تصویر نباید به طرف عطف باشد بلکه باید به سمت لبه کتاب نگاه کند. اگر تصویری به سمت چپ نگاه کند یا جهت حرکت چشم در آن از راست به چپ باشد ، عمل پیاده کردن و استقرار آن در سمت راست دو صفحه مقابل یکدیگر است. جهت مایل با مفهوم تعادل رابطه معکوس دارد. این جهت بی ثبات ترین و در نتیجه پرتحرک ترین نیروی جهت دار بصری است ودر تصاویر وجود چنین جهتی بیش از همه جلب توجه می کند. معنا و حالت آن ناآرام و تهدید کننده است. 

تعادل در صفحه :

دستگاه حسی انسان به گونه ای عمل می کند که انسان ، هنگام مشاهده یک طرح یا تصویر ، تمایل شدیدی به تعادل دارد. در صفحه آرایی یکی از راه های رسیدن به تعادل ، تقارن است. در کتاب های خطی و نیز کتاب های چاپ سنگی دوره قاجار ، صفحات دارای تعادلی که بر مبنای تقارن آرایش یافته اند ، فراوان یافت می شود. اما باید توجه کرد که امروزه در صفحه آرایی ، ایجاد تعادل به وسیله تقارن راه حل ارزشمند و هوشمندانه ای به شمار نمی رود و تقارن ، زبان بصری مناسب قرن ما نیست. از این رو ، بهتر است با استفاده از روشهایی غیر از تقارن ، تعادل را در دو صفحه مقابل هم ایجاد کرد.

صفحه آرایی کتاب های کودکان :

در صفحه آرایی کتابهای کودکان ، اصل مهم ، رعایت سادگی و پرهیز از پیچیدگی است. سفید خوانی ، یعنی وجود سطوح سفید علاوه بر حاشیه ها و رعایت ان در صفحه آرایی کتاب کودک ، بسیار ضروری است. از این رو ، نباید صفحات از تصویر و نوشته کاملا پر شوند و سفیدی نداشته باشند. اما تقسیم این سفیدی ها در صفحات ، باید با رعایت ضوابط و مبانی بصری صورت گیرد و به سهولت خواندن و درک مفهوم کمک کند. گروه سنی کودک نیز باید در نظر گرفته شود. سفید خوانی کتاب کودک 6 تا 7 ساله نسبت به سفید خوانی کتاب های نوجوانا بیشتر است. در صفحه آرایی کتاب های کودکان ، دو صفحه مقابل هم را با تاکید زیاد ، باید یک تابلو و یک صفحه دید و در حد امکان ، این دو صفحه را به هم مربوط نمود که به صورت یک تابلو دیده شود. یکی از روش های رایج برای رسیدن به این هدف ، ادامه تصویر از یک صفحه به صفحه مقابل است.

پیشینه صفحه آرایی :

پیشینه صفحه آرایی در ایران، به گذشته های بسیار دور، یعنی زمانی که سومری ها بر روی لوحه های گلی، مفاهیم مرتبط با یکدیگر و ادامه داری را می نوشتند، باز می گردد. شکل عینی نخستین کتاب ها، به صورت اتاقی بوده است که ورق های خشتی کتاب، که هر کدام چند سانتی متر ضخامت داشته اند، در طبقه های نصب شده به دیوارهای این اتاق قرار می گرفتند. سپس، پوست برخی از حیوانات برای تولید کتاب به کار می رود و پس از آن، کتابهای کاغذی رایج می شود.

در نخستین سده های هجری، کتاب آرایی مورد توجه قرار می گرفت و کتابخانه ها، شبکه های اداری و درباری و آموزشی، همگی در مسیر نسخه آرایی و فن کتاب سازی، هیأتی نظام مند پیدا کردند.

اوج هنر کتاب آرایی در ایران، به دوره تیموری مربوط است اما با شکست جانشینان تیمور و تسلط شاه اسماعیل صفوی بر هرات، از ارزش های بصری این هنر کاسته نمی شود و همچنان، بهترین دوره های تکاملی خود را می گذراند و فقط در اواخر دوره صفوی ست که هنر کتاب آرایی و نگارگری ایرانی، با تأثیرپذیری از غرب، به تدریج سیر نزولی آغاز می کند.

 

صفحه آرایی کتاب:

مفهوم عینی و امروزی کتاب یعنی مجموعه ای از برگ های کاغذی که روی آن ها مطالبی چاپ شده است و در یک طرف به نام عطف به یکدیگر متصل شده اند و پوششی به نام جلد دارد.

اکنون در ایران دو وضعیت کلی برای جنس جلد کتاب وجود دارد:

اگر جنس جلد کتاب از انواع مقوا های نازک مانند گلاسه باشد، اصطلاحاً به آن، جلد شومیز می گویند. وضعیت دیگر کتاب هایی هستند که جلد آنها مقووای سخت و ضخیمی است که پوششی از کاغذی خاص به نام گالینگور دارد و جلد این کتاب ها در اصطلاح زرکوب یا گالینگورمی گویند.

کتاب از سه بخش اصلی تشکیل می شود: واحد های پیش از متن، متن، واحدهای پس از متن

واحدهای پیش از متن: این واحدها عبارتند از جلد، آستر بدرقه و صفحات قبل از متن.

صفحات متن: این صفحات قطعاً از صفحه فرد شروع می شوند و جمع آن ها با واحدهای پس از متن باید دارای تعدادی فرم چاپی مشخص باشد.

واحدهای پس از متن: واحدهای پس از متن شامل پیوست یا پیوست ها، واژه نامه، کتابنامه فهرست راهنما می شود. همه این ها معمولاًاز صفحه فرد شروع می شوند و همانطور که می دانید در کتاب های فارسی، صفحه سمت چپ فرد است و در کتاب های لاتین صفحه سمت راست.

قطع کتاب:

اندازه های متداول برای تولید کتاب در هر کشور، به دو عامل اصلی مربوط است:

ابعاد کاغذهای رایج در آن کشور

عملکرد و ماهیت کتاب

 جدول طول سطر متن کتاب و اندازه کاغذ مناسب برای قطعهای مختلف کتاب در ایران

 

اندازه کاغذ مناسب بر حسب سانتی متر

طول سطر مناسب بر حسب سانتی متر

اندازه بعد از برش بر حسب سانتی متر

قطع کتاب

٧٠×١٠٠

٧/١١ تا ۵/١٢

٢۴× ٨/١۶

وزیری

۶٠×٩٠

١٠ تا ٨/١

۵/٢١×۵/١۴

رقعی

۶٠×٩٠

سلیقه طراح با در نظر گرفتن کاربرد

٢٨×٢١

رحلی

٧٠×١٠٠

سلیقه طراح با در نظر گرفتن کاربرد

۵/٣٣×٢۴

رحلی بزرگ

٧٠×١٠٠

٨/١٠ تا ۶/١١

٢٣×۵/١۵

دانشگاهی

۶٠×٩٠

٧/١٢ تا ۵/١۴

۵/٢۵×١٩

دانشگاهی بزرگ

٧٠×١٠٠

سلیقه طراح با در نظر گرفتن کاربرد

٢٢×٢٢

خشتی

 

  نظرات ()
مطالب اخیر صفحه آرایی بهمن 95 اولین جلسه طراحی پوستربهمن 95 ژوژمان درس صفحه آرای 12 دی ماه 95 متن کتاب وصایای امام علی (ع) برای صفحه آرایی کتاب در باره طراحی و صفحه آرایی کتاب صفحه آرایی روی جلد مجله صفحه آرایی / گرید و پایه کار ارایه فصل اول و دوم کتاب صفحه آرایی اولین جلسه 95/7/4 ویژه دانشجویان درس پوستر
کلمات کلیدی وبلاگ گرافیک (٥) پوستر (٤) دانشجو (۳) سی دی (۳) بسته بندی (۳) تقویم (۳) کاتالوگ (۳) بروشور (۳) کارخانه (٢) گرافیک سی دی (٢) گرافیست (٢) تلاش (۱) اخلاقی (۱) فرم (۱) رجیستر (۱) زینک (۱) کلمه (۱) کالا (۱) روش (۱) ترسیم (۱) ویدئو (۱) چاپ (۱) خاص (۱) cd (۱) صفحه آرایی (۱) بیست (۱) نظر خواهی (۱) خدا (۱) توکل (۱) اخلاق (۱) شریعتی (۱) خلاقیت (۱) طراحی (۱) مهربان (۱) فال حافظ (۱) مهندسی (۱) جمله (۱) حافظ (۱) سوال (۱) ارتباط (۱) مصلحت (۱) خالق (۱) طراحی سی دی (۱) گرید (۱) چند وجهی (۱) پنج ضلعی (۱) شیوه های طراحی (۱) اعلان درس (۱) ژوژمان دی ماه 91 (۱) تکنو لوژی 2 (۱) روی جلد مجله (۱) نجج البلاغه (۱) وصیتنامه حضرت علی (ع) (۱) ژوژمان تیر 92 (۱) لکه های اتفاقی (۱) سوالات شناخت هنر گرافیک1 (۱) پایه کار (۱) سحر غریب (۱) مهندسی اخلاق (۱) ضمیر نا خود آگاه (۱) دستگاه چاپ شخصی (۱) درس آخر چاپ (۱) ژوزمان (۱) قبل از متن (۱) روکش جلد (۱) لب جلو (۱) صفحه صمت چپ (۱) کاست (۱) سر رسید (۱) تست (۱) تاریخ هنر (۱) ژوژمان (۱) تکنولوژی دو (۱) مدیر مسئول (۱) گسترده (۱) منظم (۱) کلاس مجازی (۱) چهار گزینه ای (۱) تقویم دیواری (۱) لیتو گرافی (۱)
دوستان من عزيزستان سوپر گرافیک آموزش گرافیک دختری بنام هما خلاقیت در طراحی یک گرافیست تنها تمام دانشجویان من گرافيک و قصص الالنبيا علیرضا حصارکی.طراح گرافیک ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب