جلال عطارزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جلال عطارزاده
آرشیو وبلاگ
      گرافیست عزیز ()
امید که تو خوشنود باشی من رستگار نویسنده: جلال عطارزاده - ۱۳۸٩/۳/٢٠

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشجویان خاص بخوانند! منظورم شما هم هستید ، بله شما هم می توانی خاص باشید .

مطالعه بفرمائید 

 

باز سلامی و خدا حافظی دیگر!  روزهای پایانی ترم و روز ژوژمان  همیشه برای من روزهای سختی است ، چرا که خبر از پایان روزهای خوبی را می دهد که به امید دیدار تک تک دانشجویان از خانه به سمت دانشگاه حرکت می کرد م تا بیا موزم آنچه را که به من آموختند .

 امید وارم که در پایان ترم شما گرافیستهای عزیز همه خوشنود باشید و من رستگار

 

یا رب العالمین 

یا حیی یا قیوم  

 

 فال حافظ و...

 

  با هم   گفتیم ، شنیدیم و می دیدم چگونگی شکل گرفتن ایده هایی را که روز به روز رشد و نما پیدا می کرد .

بودند کسانی که بسیار سعی می کردند ، و در تصورشان این بود که کمتر نتیجه گرفته اند اما پیشرفت سخت و جهش های یک باره آن ها را من  به خوبی احساس می کردم  ،  کسانی هم  با کمترین زمان به نتیجه ای میرسیدند ، در این میان اندکی هم  و باری به هر جهت  ساعت درس را به پایان می رساندند، اما همیشه مشتاق و شاهد دیدار آثار  کسانی هم بودم  که با ارائه نتیجه  تلاش خود خستگی  کلاس که نه خستگی یک هفته کار را از وجود من دور میکردند  و کم نبودند این گونه دانشجویان عزیز .

 

                               حالا...

 

 رسیدیم به خط پایان  ، من در تمام طول ترم در این اندیشه بودم که این درس بسته بندی چه رابطه ای می تواند با خود سازی من داشته باشد ، طبق آنچه که در ترم های قبل به  عزیزان دانشجو عرض می کردم که این موضوع چه ربطی به درس ماداره و در جواب دوستان میگفتند  میتونیم ربطش بدیم . من هم در این روزهای آخر ارتباط زیبایی بین درس بسته بندی وخود سازی  خود و کلا" انسان پیدا کردم  .

 

                    اگر یادتان باشد .

 

 در درس بسته بندی قرار ما بر این بود که نشانه ای برای یک کارخانه بسازیم و فرض ما این باشد که در آینده  این کارخانه در نظر دارد در شاخه های مختلف به تولیدات گوناگون بپردازد و در واقع  در اندیشه ساخت و تولید یک برند عظیم بودیم تا در زیر آن نام  ، کارخانه جات و شرکتهای دیگری اقدام به فعالیت کنند که هر کدام شعار و اختصاصی و شاید نشان خاصی هم  داشته باشند  ولی در نهایت معرف همان برند اصلی باشند .

رسیدیم به نشانه و هر یک از  دانشجویان نشانه ای طراحی کرد و برای بسته بندی سعی شد از بافت ریز همان نشانه در زمینه  طراحی  ها استفاده شود ،  در بسیاری ازکارهای طراحی شده  به نتیجه خوبی هم رسیدیم ، بسته هایی بودند که علاوه بر ظاهر و بیرون جعبه  داخل آنها هم با بافتی از نشانه اصلی پوشیده شده بود اینجا بود که این نکته به ذهن من خطور کرد .

 آیا من محصولی از خالق جهان هستی نیستم  آیا وجودی را که او ساخته و در اختیار من قرار داده میتواتند شبیه به او و خواسته های او باشد  چگونه باید درون و برون وجودم  را طراحی کنم که معرف صاحب کار خانه وجود من  ، و خالق انسان باشد ،  من که خود این درس را تدریس میکنم باید بتوانم  برای  خود به راه حلی  برسم  که معلوم شود  این کالبد از آن اوست برای اوست  و تنها به او تعلق دارد .

 

                آنگاه  :   آنگاه ولی :

 

 به خود که نگاه کردم دیدم تعلق خاطر زیادی  به بسیاری  دارم که گاه و بی گاه سعی کردم خود را آن گونه بسازم که آنها دوست دارند ،  و هر روز برای کاری و حضور در جای و ارتباط با کسی  خود را به گونه ای آماده می کنم که آن شخصی  که با او ملاقات دارم یا آن مکان که می خواهم در آن حضور پیدا کنم دوست داشت وآن شخص یا مکان بود که  برای من تکلیف مشخص می کرد که چگونه باید آنجا باشم نه ملاکهای صاحب و خالق وجود من  ،  در بیشتر مواقع هم به گونه ای هستم که خودم دوست دارم و خودم راحت تر هستم ، یا فکر میکنم  جذاب تر و خوش تیپ تر می شوم و کمتر به ملاک ها ومحدوده های که  او مشخص کرده توجه می کنم.

 

                      آمدم :     آمدم  :

 

با اصولی که در  درس بسته بندی  تدریس میکردم مقایسه کردم ،  و  چیزهایی که مد نظر صاحب کار خانه در طراحی بسته بندی  کالای موفق است را  مد نظر قرار دادم ،  دیدم  در طراحی  بسته وجودی خود کمترآن اصول را  در نظر گرفتم  و خیلی کم به آنچه او که نعمت وجود را با تمام توانایی در اختیارم گذاشته توجه نموده ام .  خیلی به سفارش های خالق  خود و جهان هستی در مورد کارهایی که باید انجام دهم یا ندهم  توجه نکرده ام  و بیشتر نظر دیگران برایم مهم بوده تا خواسته های او که آفریده من وخالق عالم هستی است .

 

 

                       با خود گفتم : 

 

 اگر بتوانم مثل همین بسته بندی های که در این ترم  دانشجویان طراحی کردند  درون  خود را پر کنم  از نقش او ، و  بشوم آن گونه  که او می پسندد ...

 

                             کم کم:            کم کم:

 

 کم کم خیلی موضوع برایم جالب شد خود را مثل یک بسته تصور کردم گفتم من کالای کار خانه خدا هستم  ساختن  درونم آن گونه که او دوست دارد  بسیار سخت و طولانی است  دنبال راهی بودم که زود تر خود را آن گونه کنم که او دوست دارد ، با خودم قرار گذاشتم درونم را کم کم و آرام آرام به رنگ و نقش او در آورم  به یاد مواردی افتادم که  در طراحی سطح خارجی وبیرونی بسته بندی باید در نظر گرفته شود .

 کار های که دانشجویان در طی  همین ترم  ارائه کرده بودند  یکی  یکی از ذهنم عبور کرد  دیدم هر کدام که به نشانه طراحی شده وفادار تر بودند ودر طراحی بسته ها به اصول و مبانی طراحی گرافیک  در بسته  بندی اهمیت بیشتر داده بودند  موفق شدند کار بهتری را ارائه دهند ، و هرچه تلاش بیشتری کردند  بسته آنها گویا تر بوده و به خوبی معرف کالا و تولید کنند  آن بودند .

و سعی کردم اصول و مبانی کار خانه الهی را بیشتر مرور کنم تا بهتر بفهمم که او از من چه می خواهد .

 

اما در مورد درس صفحه آرایی

اما در مورد درس صفحه آرایی هم می توان اینگونه فکر کرد اصولا در مورد هر چیزی میشه جوری فکر کرد که مسائل را برای آدم  سهل تر و قابل فهم تر بشه و در عین اینکه کارش رو انجام میده یه جورایی هم با خدای خودش ارتباط بهتری  و بیشتری داشته باشه مثل این مطلب :

 

 

 

 خوشحال میشم  نظر شما را در این خصوص بدانم  

 

 

  دوست دار و دعا گوی تک تک شما گرافیست های عزیز

 

 

              خبرمخصوص  دانشجویان درس بسته بندیی+ راهنمای |ژوزمان٨٩               

   جلسه ژوژمان مقدماتی  دانشجویان درس بسته بندی شنبه 22 خرداد ساعت 3 بعد از ظهر محل ژوژمان یکی از آتلیه ها با هماهنگی دفتر گروه

 

          خبرمخصوص  دانشجویان درس صفحه آرایی+ راهنمای ژوژمان  صفحهآرایی     

 ژوژمان مقدماتی  روز چهار شنبه٢۶ خرداد    ساعت  3 بعد از ظهر محل ژوژمان یکی از آتلیه ها با هماهنگی دفتر گروه

 

 

 

 

 

  فکر میکردم  ما آدم ها  هر کدام  مصداق یک مجله  با ویژه گی های  خاص خود هستیم  . ظاهر ما حکایت از جلد مجله میکند  نام ما همان لوگو  مجله هست و اینکه چه نوع مجله ای باشیم ب به خودمان بستگی دارد  مجله ای ورزشی  ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و هنری ، علمی تخصصی  ، ژورنال مد و یا خدا ی نا کرده یک مجله  زرد  هر چه باشیم از روی جلدمان و ظاهرمان مشهود خواهد بود

بیشتر که به این موضوع  فکر کردم نپسندیدم که یکی از این مجلات باشم  دوست داشتم  مجله ای باشم  جامع  مرجع  مخصوص قشر خاصی نباشم  و مخاطبین فراوانی داشته باشم  روی جلدی  زیبا  و در عین حال خلاصه گویا و تاثیر گذاری قوی ،  روی جلدی که با همه ارتباط برقرار کند و همه را  مجذوب  آراستگی خود کند و داخل آن مملو از مطالب  گوناگون  در زمینه های مختلف ، مستند وکارشناسی شده  که اعتماد همه را به خود جلب کند و همه با  آن ارتباط خوبی برقرار کنند اینجا که رسیدم  گفتم این  ها تمام به صاحب امتیاز یک مجله بر میگردد  سوال من بیشتر شد امتیاز من چیست نسبت به تمام  مخلوقات  ... انسان بودن من  و صاحب امتیاز من  و تازه فهمیدم که چرا  نیستم آنگونه که باید باشم  صاحب امتیاز خود را  فراموش کرده بودم  امتیاز انسان بودن من مدیون خالق من است و اوست که  این امتیاز را به من به امانت داده  و من باید بتوانم او را خوشنود کرده و خود را رستگار سازم .

  نظرات ()
مطالب اخیر ژوژمان درس صفحه آرای 12 دی ماه 95 متن کتاب وصایای امام علی (ع) برای صفحه آرایی کتاب در باره طراحی و صفحه آرایی کتاب صفحه آرایی روی جلد مجله صفحه آرایی / گرید و پایه کار ارایه فصل اول و دوم کتاب صفحه آرایی اولین جلسه 95/7/4 ویژه دانشجویان درس پوستر ویژه دانشجویان درس بسته بندی خرداد 95 سوالات امتحان درس چاپ ماشینی
کلمات کلیدی وبلاگ گرافیک (٥) پوستر (٤) دانشجو (۳) سی دی (۳) بسته بندی (۳) تقویم (۳) کاتالوگ (۳) بروشور (۳) کارخانه (٢) گرافیک سی دی (٢) گرافیست (٢) تلاش (۱) اخلاقی (۱) فرم (۱) رجیستر (۱) زینک (۱) کلمه (۱) کالا (۱) روش (۱) ترسیم (۱) ویدئو (۱) چاپ (۱) خاص (۱) cd (۱) صفحه آرایی (۱) بیست (۱) نظر خواهی (۱) خدا (۱) توکل (۱) اخلاق (۱) شریعتی (۱) خلاقیت (۱) طراحی (۱) مهربان (۱) فال حافظ (۱) مهندسی (۱) جمله (۱) حافظ (۱) سوال (۱) ارتباط (۱) مصلحت (۱) خالق (۱) طراحی سی دی (۱) گرید (۱) چند وجهی (۱) پنج ضلعی (۱) شیوه های طراحی (۱) اعلان درس (۱) ژوژمان دی ماه 91 (۱) تکنو لوژی 2 (۱) روی جلد مجله (۱) نجج البلاغه (۱) وصیتنامه حضرت علی (ع) (۱) ژوژمان تیر 92 (۱) لکه های اتفاقی (۱) سوالات شناخت هنر گرافیک1 (۱) پایه کار (۱) سحر غریب (۱) مهندسی اخلاق (۱) ضمیر نا خود آگاه (۱) دستگاه چاپ شخصی (۱) درس آخر چاپ (۱) ژوزمان (۱) قبل از متن (۱) روکش جلد (۱) لب جلو (۱) صفحه صمت چپ (۱) کاست (۱) سر رسید (۱) تست (۱) تاریخ هنر (۱) ژوژمان (۱) تکنولوژی دو (۱) مدیر مسئول (۱) گسترده (۱) منظم (۱) کلاس مجازی (۱) چهار گزینه ای (۱) تقویم دیواری (۱) لیتو گرافی (۱)
دوستان من عزيزستان سوپر گرافیک آموزش گرافیک دختری بنام هما خلاقیت در طراحی یک گرافیست تنها تمام دانشجویان من گرافيک و قصص الالنبيا علیرضا حصارکی.طراح گرافیک ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب